خاطرات روزانه آقای هلو و خانم لیمو منو

لینک مستقیم:

در مورد ما بیشتر بدونین

دیدگاه ها بسته است

وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ

لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ

وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ

Children holding hands

 

خاطرات روزانه و دلنوشته های پسر و دختری شبیه خیلی از همین آدمها، اما کاملا متفاوت

ما ۲ تا جسمیم ، اما ۱ روح مشترک داریم . با تمام حوصله خوبی های هم را کشف کردیم و با تفاوت هایمان به زیبایی کنار آمدیم

اینجا از روزهایی که عاشقانه کنار هم  سر کردیم مینویسیم. از روزهای خوب و شیرین و گاها تلخ انتظار

در انتظار شیرین وصالیم . به امید روزی که جشن زیبای به هم رسیدن را بگیریم

اینجا جایی است که می‌شود تمام وجودِ پنهان‌مان را از آن عبور دهیم ، می‌توانیم سراپا خودمان باشیم ، عمیق‌ترین رازهای مگویمان را در آن فاش کنیم . به همین سادگی اینجا می‌شود . خانه‌ ای که واژه‌هایمان را مثل لباس‌های گلدار تابستانی‌مان روی بند رختِ صفحه‌اش پهن کرد

 

اولین دیدار : ۲۶ شهریور ۱۳۸۶

خواستگاری آقای لیمو : ۱۴ آبان ۱۳۸۶

جواب مثبت به آقای لیمو : بهمن ۱۳۸۶

خواستگاری رسمی : ۱۳ خرداد ۱۳۹۴ (نیمه شعبان)

روز بله برون و محرمیت : ۲۷تیرماه ۱۳۹۴

روز عقد :۱۲ شهریور۱۳۹۴