خاطرات روزانه آقای هلو و خانم لیمو منو

لینک مستقیم:

با تو بودنم آرزوست …

11

دلتنگت میشوم این روزها

دلتنگت میشوم این ثانیه های نبودنت را

دلتنگت میشوم وقتی موقع رفتن مانند هر بار بوسه ای به لبانم میزنی

دلتنگت میشوم وقتی پیام میدهی مهربانوی من ، من رسیدم …

دلتنگت میشوم این روزها مرد رویاها

دلتنگت میشوم و خودخواه .

خودخواه میشوم و تو را برای چند ساعت هم که شده کنار خودم میاورم

و تمام آن ساعت ها را عشق میکنم

با نگاه مهربانت عشق بازی میکنم

با دستان گرمت قلبم را گرم میکنم برای ساعت هایی که میخواهمت ولی نیستی

دلتنگت میشوم و چقدر این دلتنگی را دوست دارم

.

.

.

مهمونی روز پاگشا با یه کادوی زیبا با یه گل سرخ مخملی روش از طرف هلوجان شروع میشه و باز هم من و مهربان همسر کنار هم نشستیم و لذت میبریم

باز هم من کنار عشقم نشستم و عشقم بدون توجه به اطراف بوسه بارانم میکند و من ذوق میکنم و کلی خجالت میکشم

باز هم کنار هم شام میخوریم و آقای همسر هر چی گوشته میریزه روی غذای من و برادرم چپ چپ به ما نگاه میکنه و شاید در دلش میخندد و ذوق میکند که خواهر ته تغاریش اینقدر خوشبخت است

باز هم تو چند ساعت کلی خاطره قشنگ ساخته میشه :

*وقتی برای همدیگه میوه پوستم میکنیم و با زور به هم میدیم دلامون قیلی ویری میره

* وقتی با مونوپادی که بهم کادو دادی اولین عکسای سلفی عاشقونمون رو میگیریم و زود میگی برای خواهرت بفرستم … و بعد برای بابا میفرستی ومن کلی خجالت میکشم که لباسم خیلی باز بود

*وقتی کادوهایی که برات گرفتم رو میپوشی و من دلم برات میره . اینقدر که ماشالله بهت میاد میپرم بغلتو بوسه بارونت میکنم

*وقتی تو اتاق روی تخت نشستیم و محکم بغلم میکنی و میگی تا آخر عمر دیگه مراقبتم هر لحظه…و کلی حرفای عاشقونه تو گوشم نجوا میکنی

* وقتی یقه لباسمو میبندی و میگی گردنت رو بپوشون منم که مخالفت میکنم ولی ته دلم برات ضعف میکنم و از اینکه به تمام کارام حواست هست لذت میبرم

* وقتی بعد از شام میریم پارک و تخمه میخوریم ، حواست بهم هست که تخمه هام تموم شده و از اون طرف میای پیشم و بهم تخمه میدی ، یهو یادم میفته تخمه هام تموم شده بود و تو بودی که زودتر متوجه شده بودی

* وقتی تو پهن کردن زیر انداز زودی میای کمکم …

*وقتی نشستیم و دستای گرمت رو دورم حلقه میکنی بدون توجه به اطرافمون

*وقتی داری میری و جلوی مامانم دستامو میبوسی …

.

.

.

باز هم امروز با تو بودم مرد سوار بر اسب رویاهای من .

امروز تا منو دیدی گفتی چرا انگشترت رو ننداختی !!!! وای چه زود متوجه شدی آقا ! این خانم حواس پرتت رو ببخش دیگه 🙂

با هم رفتیم پارک ! خواستیم پارک کنیم که ی آقای بی شخصیت یهو رفت جای پارک ما و من دستی رو کشیدم و رفتم پایین ! چشمانمان را بستیم و دهانمان را باز ! خدایش بیامرزد ترور شخصیتی ایی شد که تا حالا نشده بود D:

از خیر پارک گذشتیم و رفتیم خرید

پا به پای من تمام طبقات مرکز خرید رو قدم زدی با اینکه کلی تشنه بودی . الهی قربون تو برم 🙂

تو کافی شاپ روبروی هم نشسته بودیم و من بودم که غرق نگاه مهربان تو بودم عشق من

بستنی خوش مزه ایی خوردیم و برگشتیم با کلی خاطره خوب .

روز خوبی بود و موقع خداحافظی کلی دلم گرفت …

موقع رفتن مثل همیشه تاکید کردی که کمربندو یادم نره و بعدشم کلی قربون صدقم رفتی و بوسم کردی و رفتی … البته وقتی پیاده شدی گفتی خانم روی پاهاتو بکش !!!! و بازم موقع رفتن دلمو بردی و رفتی …

از آینه رفتنت رو نگاه میکنم و با خودم میگم کاش نمیرفت …

.

.

.

خدایا شکرت 🙂

  • نفیسه

    به به..
    کیف میکنم وقتی میخووونم اینهمه حس قشنگو.
    زوده زووود برید زیر یه سقف که دیگه رفتنشو نگاه نکنی…

    • خانم لیمو

      مرسی عزیزم . امیدوارم توام خیلی زود لحظات خیلی خیلی خوش روزهای عاشقی رو داشته باشی
      اره واقعا همینو میخوایم جفتمون .
      دعا کنید زودی برسه اون روز

  • شادی

    سلام باران نازم اینقدر خوشحالم می بینم خوشحال هستید باهم :)انشاءالله همیشه شاد باشی گلم

    • خانم لیمو

      ممنون شادی عزیزم . از خدا این شادی ها رو برای همه دوستانم میخوام :)))))
      بوووووووووس

  • آقای هلو

    اعتراف میکنم ، شیرین ترین روزهای عمرمه . اونقدر شیرین که ته دلم میترسم . از روزی که شاید دیگه اینجوری نباشیم . ولی ینو میگم در حال حاضر زندگی کن و با عشقت عشق بازی کن . زیباترین روزهاست ، شیرین و خاص ، حتی توی چشم های مامانت هم میبینم چقدر لذت میبرن از اینکه فرشته اونها اینقدر شاده .
    مرسی به وسعت کهکشانها

  • از ارسال پیام شما متشکریم . میتوانید از کد های اچ تی ام اس strong , code و a href استفاده کنید.