خاطرات روزانه آقای هلو و خانم لیمو منو

لینک مستقیم:

رسیدن به آرزوهای چندین ساله

 

5

 

چهارشنبه و پنجشنبه ایی که گذشت برای ما جزء بهترین روزهای دو نفره مون بود . جزء اون روزهایی که خیلی وقتا تو رویاهامون با هم تصورش میکردیم .

چهارشنبه صبح ساعت ده با هم قرار گذاشتیم که به یک سری از کارهای اداریمون برسیم . با هم رفتیم کارامون رو انجام دادیم و برای ناهار رفتیم خونه ما . با هم خونه بودیم تا شب .

عصری با هم رفتیم پارک نزدیک خونمون . با هم کمی قدم زدیم و بعد نشستیم تو سبزه ها .روبروی هم .کلی با هم صحبت کردیم از گذشته.آینده

یهو یه بارون قشنگی گرفت و مجبور شدیم رفتیم رو صندلی نشستیم زیر درخت تا خیس نشیم

همونجا بود که در مورد یه مساله مهم با هم صحبت کردیم و من یه تصمیم خیلی سخت و مهم زندگی دو نفرمون رو گرفتم ! این رو چند ماه دیگه خودتون متوجه میشین 🙂

اینقدر برای هلو غیر منتظره بود که تو پارک کلی بفلم کرد و بوسم کرد

فقط امیدورام پشیمون نشم چون اصلا راه پشیمون شدن وجود نداره وگرنه هلو منو میکشه!!!

شام رو با هم خوردیم و هلو رفت خونشون تا وسایلش رو جمع کنه و فردا صبح زود دونفره با هم بریم فیروزکوه.

اولین مسافرت دو نفره !! همیشه به این موضوع فکر میکردم و هیچ وقت باورم نمیشد دوتایی با هم بریم سفر

بهترین حس زندگیم بهترین روز زندگیم و بهترین سفر زندگیم بود

کنار هم بودیم کلی خوش گذروندیم کلی خندیدیم کلی حرف زدیم کلی خوردیم!!!

رفتیم خونه یکی از اقوام آقای هلو .

پیش کسایی رفتیم که دیدنشون برام یه حس تازه داشت

همیشه فکر میکردم من خیلی رویایی فکر میکنم و زندگی ایی که تو نظرم داره خیلی آرمان گرایانه اس

اما با دیدن این زوج فهمیدم هستند کسایی که به این رویاها رسیدن و تبدیل به واقعیتش کردن

واقعا نمیتونم توضیحی در مورد زندگی عاشقونه ی اون دو نفر بدم چون نمیتونم! ولی اون چند ساعتی که اونجا بودم لذت بردم و شاید بشه گفت این دو نفر کمی از مسیر زندگی منو تونستن عوض کنن و تاثیر گذار باشن

هر چی از خوبی اون روز بگم کم گفتم . یه روز عالی ایی رو دو نفره ساختیم که همیشه تو ذهنمون باقی میمونه

شب خسته و له برگشتیم خونه . تا رسیدم بیهوش شدیم و حتی نتونستیم در مورد اون روز با هم صحبت کنیم

یه اتفاق قشنگ دیگه هم اینه که اگه خدا بخواد هفته دیگه دوتایی میریم مشهد

اصلا این یکی رو تا نرسیم مشهد باورم نمیشه . اینقدر انتظار این روز رو کشیدم که الان که بهش رسیدم باورم نمیشه و هر لحظه احساس میکنم یه اتفاقی میوفته و این سفر کنسل میشه

آقای هلو هم هی الکی منو اذیت میکنه میگه کنسل شد و من غصه میخورم 🙁

خب برم پیش هلو جونم

 

 

  • آقای هلو

    هر ثانیه این روزها خودش یه دنیا خاطره اس . تو ماشین وقتی نگات میکردم کلی لذت میبردم . خیلی خوبه . انشالله مشهد هم بهمون خیلی خوش میگذره . شک ندارم :*

  • 30@

    وای باران جون اصن نمیدونی چقد خوشبختی ادما منو به وجد میاره خیلی مخصوصا دوتا زوج جوون…یادته از حسام و زهرا که ساکن کربلا بودن واستون نوشتم؟؟البته بعید میدونم یادت باشه زندگیشون وحشتناک ساده ولی به شدت عاشقانه هی تو ذهنم میگفتم انقد ساده نه ولی ده برابرعاشقانه تررررر…
    میدونی یه سری رفتارا و گذشتارو میشه ازشون الگو برداری کرد بایکم تفاوت تو زندگیت پیاده کنی نه صددرصد چون شاید طرف مقابل تو با طرف مقابل اون طرز فکرشون زمین تا آسمون فرقشونه ولی توی اصل و مبنا یه روشه..
    چقد توضیح دادم 😁
    خیلی شارژم کردی که دونه دونه داری به اتفاقاتی که یه روزی آرزوت بوده میرسی…همون انرژی رو که از رسیدن آرزوهات میگیری من از خوندنشون میگیرم…

    وای مشهد دونفره!!!!به دلت راه نده کنسلیو…بگو میشه و سفر خوبی خواهیم داشت…ریلکس…
    عاقا واسه من خیلییییی دعا کنیااااا😍
    همیشه خوشبخت و خوشحال ببینمتون😙

    • خانم لیمو

      واااااااااای اسی منو این همه پیام طولانی محاله!!!! : D:
      عاشقتم ینی با این توضیحات تند تندیت :))))
      اره باهات موافقم باید اخلاق های خوب و روش های درست رو الگو برداری کرد و با کمی تغییر تو زندگیت عملیش کنی
      ممنون از پیام گرم و مهربونت

  • از ارسال پیام شما متشکریم . میتوانید از کد های اچ تی ام اس strong , code و a href استفاده کنید.