خاطرات روزانه آقای هلو و خانم لیمو منو

لینک مستقیم:

برگشت به تهران

سلام دوست جونیاااااام
امشب برمیگردیم تهران
اصلا دلمون نمیاد وسایلمون رو جمع کنیم 🙁
بهترین سفر زندگیم رو با عشقم گذروندم . البته میام کامل خاطرات این چند روز رو مینویسم .
امشب شام خونه خاله همسر جونم دعوتیم و از اونجا هم میریم راه آهن و پیش به سوی شهر خودمون .
خب میخواستم بیشتر بنویسم ولی یهو حسش رفت و مامان جونمون هم بستنی آورد بخوریم . میرم ولی زود برمیگردم 🙂
دوستتون دارم

  • 30@

    ان مع العسر یسرا…
    تازه دیروز پستاتونو خوندم ولی نشد کامنت بدم نتم پرید…
    باران جون ایشالا بازهم به ارزوهای ریز و درشتت برسی دختر…
    خوشبخت باشین و بمونین ?
    زیارتتم قبول گل دختر?

  • از ارسال پیام شما متشکریم . میتوانید از کد های اچ تی ام اس strong , code و a href استفاده کنید.