خاطرات روزانه آقای هلو و خانم لیمو منو

لینک مستقیم:

حالا که برگشتیم

black-couples-in-bed-black-and-white-taduvztl
سلام . خوبین ؟
بالاخره یکی از شیرین ترین تجربه های دو نفریمون که یه مسافرت شیرین بود تموم شد و از دیروز دوباره کار و زندگی و عادیمون شروع شد !
ولی باید یه سری چیزها رو الان ثبت کرد .
میگن همیشه آدم رفیقش رو توی سفر میشناسه ، واقعا راسته . البته در مورد من و همسری این موضوع اونجوری که فکرشو میکنین صدق نمیکنه . چون خانوم لیمو علاوه بر رفیق بودن ، همسر و تاج سر هستن و خب این مقایسه یکمی نا عادلانه اس .
ولی این سفر تجربه های بی نظیری واسه ما داشت . اولینش این بود که فهمیدم خانومی چقدر پا به پای کارهای هیجان انگیز من هست . شاید رفتن دیروقت ما به شاندیز و عکس گرفتن تو تاریکی شب اونم با نور چراغ ماشین ، یا خوردن فالوده توی هوای سرد چیز خاصی نباشه ، ولی واسه من جالب بود !
یا شیطنت های دو نفری موقع درست کردن شام و موقع خواب !
خیلی باحاله ! خییییییییلی
از همه باحال تر وقتیه که بیدار میشی ، یهو میبینی یه فرشته ناااااااااز کنارت خوابیده !
اصن روح آدم پرواز میکنه !!!
یه جورایی این سفر شناخت ما رو از همدیگه بیشتر کرد . و خوشحالم که هر روز بیشتر متوجه میشم انتخابم بهترین ، بهترین و بهترین دختر دنیا بوده .
و حالا که برگشتیم تهران میتونیم ادعا کنیم یکی از خوشبخت ترین زوج های دنیاییم !

  • از ارسال پیام شما متشکریم . میتوانید از کد های اچ تی ام اس strong , code و a href استفاده کنید.