خاطرات روزانه آقای هلو و خانم لیمو منو

لینک مستقیم:

دومین ماهگرد عقد

دو ماه گذشت … دو ماه مثل چشم بر هم زدنی گذشت
چندین سال برای داشتن یک روز مثل دو ماه پیش صبر کرده بودم .
چندین ساعت در طی چندین سال به این موضوع فکر کرده بودم که میشه یه روزی مثل دوماه پیش داشته باشم ؟ و اعتراف میکنم بیش از نود درصد از جواب هام به این سوال منفی بوده و تو فکرام هیچ امیدی به داشتن این دو ماه قبل نداشتم
(الان مادر شوهر عزیزم زنگ زدن با هم صحبت کردیم )
بله دیگه دوماه گذشت . دو ماه که با سیزده سال گذشته ی ما متفاوت بود
جنس دلتنگی هامون عوض شد . جنس دوست داشتنمون تغییر کرد و ما شدیم زن و شوهری که چندین سال برای رسیدن به هم تلاش کردن و الان دارن نتیجه صبر و دعاهاشون رو میبینن
امروز از صبح همش احساس میکردم هلو میاد خونمون . حتی وقتی رسیدم خونه لباس هام رو عوض کردم و حاضر شدم ! با اینکه گفته بود پنج شنبه میاد ولی حس من میگفت میاد
حتی وقتی رسید خونه و پیام داد من رسیدم خونه، با خودم گفتم شاید میخواد طبیعی جلوه کنه و داره میاد اینجا !
اما نیومد و من دلم گرفت و گریه کردم … 🙁
ندیدنش از جمعه واقعا برام سخته …
از خدای مهربانم میخوام یه روزی بیام اینجا بنویسم پنجاه سال از عقد ما گذشته و ما کنار نوه ها و نتیجه هامون داریم به شادی زندگی میکنیم .
اون روزه که من احساس میکنم خوشبخت ترین انسان تو کل دنیام!
خدایا بخاطر همه چی ممنونم
.
.
.

همسر مهربونم :
دوماهگیمون رو با عشق بهت تبریک میگم و امیدوارم با تلاش و توکل این ماهگرد ها رو در کنار هم جشن بگیریم و از داشتن همدیگه لذت ببریم . بی نهایت عاشقتم مرد من 🙂

  • 30@

    چقد زود گذشت دوماه…دوسال بیست سال دویست سال کنار هم خوشبخت باشین…

    خیلی خیلی مبارکه وقتی هرروز بیشتر همدیگرو دوست دارین…
    عشقتون مستدام…

    عاقا من ضعف اون نتیجه ی چندماهتم که پنجاه سال بعد در حین پست گذاشتن دلت براش ضعف میره …???

    درجریانی که نینی دوستی تو خونمه…

    چقد با مزس که دلتنگیا و دوست داشتنا بعد ازدواج رنگ و بوی نابتری میگیرن?

    • خانم لیمو

      مرررررررررررسی آسی جونم خوبی خانمی؟
      امیدورام خبرای خوش رو از شما هم زودتر بشنویم میشه ادرس وبت رو دوباره بدی نمیدونم چرا نمیتونم پیداش کنم 🙁 گم شده
      منم ضعف اون ضعف رفتن شمام که پنجاه سال بعد با نوه هات بخوای پست های مارو بخونی :))))))))

  • شادی

    سلام باران عزیزم دومین ماه یا همون دوماهگی عقدتون رو تبریک میگم به هردوتاتون:)
    میدونی باران از خوندن خاطراتتون لذت میبرم واسه من دوست داشتن شما دوعزیزمثل یه رمان می مونه اما واقعی !خیلی خوبه قصه ای رو بخونی که نتونی حدس بزنی آخرش چی میشه …
    یا اینکه صحفه ی بعد این خاطره قراره چی نوشته بشه؟!
    ولی امیدوارم باشم تا اون روزی که پست بزاری بنویسی” امروز عقدمون۵۰ساله شد”:)

    • خانم لیمو

      سلام شادی عزیزم ممنون از تبریکت خانم خانما
      واقعا لطف داری عزیزم . با اینکه من زیاد وقت نمیکنم یادت کنم ولی تو همیشه با معرفتی 🙂 عاشقتم
      انشالله صدو بیست سال زنده باشی و پست مارو با نی نی هات بخونی 🙂

  • از ارسال پیام شما متشکریم . میتوانید از کد های اچ تی ام اس strong , code و a href استفاده کنید.