خاطرات روزانه آقای هلو و خانم لیمو منو

لینک مستقیم:

سی ساعت در هوایت

سلام دوستان گل
الان که این پست رو مینویسم بی نهایت خسته ام و چشمام داره میسوزه . اما دوست داشتم حس خوب الانم رو با شما تقسیم کنم و بیشتر هم دوست داشتم وقتی همسرم بهم پیام میده : عشقم من رسیدم خونه ، منم بهش پیام بدم : خسته نباشی آقاهه سایت به روزه ها !
.
.
.

عشقم از پنجشنبه ظهر خونه ما بود و تا نیم ساعت پیش هم با هم بودیم و با دلتنگی از هم جدا شدیم .
دقیقا سی ساعت در کنار هم بودیم و تو هوایی نفس میکشیدم که عشقم داشت نفس میکشید . با هم ناهار خوردیم صبحانه خوردیم شام خوردیم قدم زدیم خرید کردیم گشتیم و کلی لحظات عاشقونه ای رو با هم گذروندیم.
تو همین چند ساعت اینقدر بهم خوش گذشت که وقتی اومدم خونه و دیدم عشقم نیست دلم گرفت و کم مونده بود بزنم زیر گریه 🙁
دیروز برای ناهار عشقم خونه ما اومد . با یه جعبه بزرگ کیک ! و یک هدیه

هدیه رو باز کردم و ازش تشکر کردم . ناهار خوردیم و بعد از ظهر هم همه با هم کیک رو خوردیم . کلی عکس انداختیم و دو ماه شدن عشقمون رو در کنار هم جشن گرفتیم .
بعد از خودن کیک همه با هم رفتیم یه مجتمع تجاری اطراف تهران که تازه باز شده و جای خوبی هم هست .
عشقم برام دو تا شال خوشگل و یه کیف خیلی خیلی خوشگل تر خرید و واقعا هوامو داشت . من مریض بودم و زیاد حالم خوب نبود اما عشقم مثل همیشه مراقبم بود .
یه کم هم وسیله جهازم رو خریدم . راستی یادم رفت بگم چهارشنبه مریض شدم و نرفتم سرکار ولی ساعت ۱۰ صبح با مامان و خواهر و زنداداشم رفتیم بازار بزرگ و یه سری از وسایل جهازم اعم از رو تختی و خرده ریزهای آشپزخونه رو خریدیم . خیلی خریدام قشنگ شده و فقط بی صبرانه منتظر روزی ام که بخوام اینها رو بچینم و تو اون خونه عاشقونه با همسرم زندگیمون رو شروع کنیم

خب برگردیم ادامه خاطرات :
شب آخر وقت داداشم رفت شام گرفت و اومدیم خونه و دور هم شام خوردیم و کمی نشستیم و آخر شب نزدیک ساعت یک رفتیم برای خواب
اینقدر بدنم درد میکرد که عشق نازنینم کلی زحمت کشید و بدنم رو ماساژ داد . واقعا دستای مهربونش رو میبوسم و باید بهش بگم دستای مهربونت و قلب رئوفت تمام دارایی منه .
صبح با صدای ناز همسرم که صدام میکرد بیدار شدم با هم صبحانه خوردیم و کلی خوش گذروندیم . بعد از خوردن ناهار و دیدن فیلم رفتیم خونه داداشم .
داداشم تازه از ماموریت چند ماهه برگشته بود و واقعا از دیدنش خوشحال شدیم .
از اونجا هم برگشتنی عشقم رفت خونه خودش . و من تنهایی برگشتم خونه . وقتی رسیدیم خونه مامانم میگفت چقدر جای هلو خالیه ، به بودنش عادت کردیم .خودم هم که اصلا بغض کردم از نبودنش …
.
.
.
دیروز تو پاساژ همسرم کنارم قدم میزد و تمام لحظه های نبودنش رو همونطوری که قبلا بهم قول داده بود جبران میکرد . وقتی پیشمه افتخار میکنم بهش . وقتی صبورانه نیم ساعت تو مغازه کیف فروشی همراهم میمونه تا من همه کیف ها رو ببینم و یکی رو انتخاب کنم . وقتی از خرید کیفم پشیمون میشم و مجبوریم یه طبقه رو دوباره برگردیم و عوضش کنیم با عشق همراهم میاد و با آرامش و عشقی که داره باعث میشه منم آروم بشم
خدایا همه عشق ها رو به هم برسون و مزه این لحظات خوب و عاشقونه رو بهشون بچشون
شکرت خدای مهربونم 🙂

  • 30@

    وای بحث شیرین جهاز خریدن??میدونین اسم جهیزیه میاد یاد اون روزای خواهرم میوفتم..باورت نمیشه مثلا با شوهرش میرفتن بیرون اتفاقی مثلا یه بسته آویز حوله دستی واسه آشپزخونه خریده بود نمیدووووونی اومده بود چقد واسه این بسته ضعف بود یعنی آب قند لازمااااا…هرچیزی که واسه جهیزیش میخریدیم خواهرم براش غش میکرد بهم میگفت آسی من تو ذهنم خونمو با تموم وسایلی که خریدم چیدم دیگه روز جهاز چینی میدونم چیو کجا بذارم???…
    همشم که غر میزدم که واااای کشتیمون چقد ذوق بیخودی میکنی میگفت صبر کن به وقتش بهت میگمممممم
    بعدنا دیدم دوستای دیگمم همینجوری بودن فهمیدم خواهرم نرمال بود بیچاره?

  • نرگس

    سلام خوبی؟ ان شا الله همیشه همه چی خوب پیش بره کنار خانواده و همسرت… منم خیلی ذوق دارم جهاز بخرم و بچینم… حس فوق العاده ایه… برات از صمیم قلب آرزوی خوشبختی دارم

    • خانم لیمو

      سلام فدات عزیزم خوبم . تو بهتر شدی؟؟؟
      مرسی برای شما هم همینطور
      اره عزیزم انشالله جهاز خوشگلت رو زودتر بچینی 🙂

  • داماد1

    سلام انشا الله همیشه خوشبخت باشین کنار هم خیلی خوشحالم خندون میبینمتون همیشه تندرست و سلامت و شاد باشید،تو خاطرات ما رو هم یاد کنید.سه تایی میترکونیم عروسیتونو از طرف س.م.ن

  • داماد1

    سلام خیلی خوشحالم خوشیتونو میبینم ان شاله عروسیتون من و همسر و خانم کوچولومون سنگ تموم میزاریم،سلامت و خوشبخت باشیداز طرف ،س.م.ن

  • آقای هلو

    باعث افتخار منه بودن میون این خانواده مهربون و خوب . وقتی میبینم همه اینقدر با هم نزدیک و خوبن ، همه چی آرومه و وقتی اونجام بزرگترین استرس زندگیم فکر کردن به زمان برگشتنم هست ، واقعا حس خوبی بهم دست میده . امیدوارم همونطوری که عشق مهربونم میخواد باشم و همیشه همینطوری عاشق بمونیم .

  • از ارسال پیام شما متشکریم . میتوانید از کد های اچ تی ام اس strong , code و a href استفاده کنید.