خاطرات روزانه آقای هلو و خانم لیمو منو

لینک مستقیم:

شمس العماره

سلام عزیزان دل .
بریم سر وقت خاطرات خوب هفته ایی که گذشت :
هفته قبل چهارشنبه به مناسبت برگشتن داداش کوچیکم از ماموریت ، برادرم بزرگم همه رو شام دعوت کرد خونشون.
مهر دلم ساعت نزدیک هفت بود رسید خونمون . تو پله ها همدیگرو بغل و بوس کردیم و رفتیم داخل .
عشقم رفت تو اتاق تا وسایلش رو بزاره ، منو صدا کرد برم پیشش . رفتم تو اتاق همدیگرو یه عالمه بغل کردیم بوسیدیم . آقای هلو از تو کوله اش یه کادو در آورد و گفت یه گرفتم فقط برای خودم و خودت !
اینقدر دوست د اشتم ببینمش که کادو رو زودی پاره کردم D:
کادوی خوشگل و ناز من یه دامن کوتاه بود 🙂 کلی ذوق کردم از ذوق قشنگ همسرم که همچین کادودیی رو برای من انتخاب کرده
زودی براش پوشیدم و کلی ذوق کردم .
با هم رفتیم خونه داداشم و یه شب خیلی خوبی رو با هم گذروندیم . بعد از شام دیگه اومدیم خونه و ظرف اناری که برای آقامون دون کرده بودم رو با هم خوردیم .
لذت بخشه که همسرت قاشق رو بهت نده و قاشق قاشق انار رو بزار دهنت اونم جلوی بابایی !
.
.
.
پنجشنبه صبح من کمی بیحال بودم و همین باعث شد آریالای هلوی ناز نازی ازم دلخور شه
ولی تمام دلخوری های ما فقط تا راه پله خونمون ادامه داشت . وقتی رسید یه لبخند خوشمزه تحویل هم دادیم و هم رو بوسیدیم و همدیگه رو بخشیدیم:)
شام خونه ما بود . آخر شب کنار هم یه فیلم دیدیم و تو بغل هم بودیم تا صبح 🙂
قرار گذاشته بودیم صبح زود بیدار شیم بریم کوه! ولی دیر بیدار شدیم .
یعد از صبحانه با خواهر و داماد عزیز رفتیم کاخ گلستان ! یک روز تاریخی و جذاب کنار هم داشتیم .خیلی خوش گذشت و کلی عکسای قشنگ دو نفره با هم انداختیم
بعد از خوردن ناهار برگشتیم خونه ما و تا آخر شب همسرم خونه ما بود و وقتی رفت دل من رو هم با خودش برد …
.
.
.
همسرت وقتی عشقش رو بهت ثابت مبکنه که :
*شب موقع خواب پتو رو میکشه روت و میبوسمت و شب بخیر میگه میخوابه.
*موقع خواب برای هزارمین بار بگه جقدر عاشقته و چقدر ازت راضیه 🙂 ( این بهترین قسمت یک شبه خوبه)
*صبح قبل از بلند شدن کلی شوخی کنیم بخندیم طوری که صدامون بره بیرون و تو اصلا برات مهم نباشه 🙂
*وقتی تو کاخ کمرت درد گرفته باشه و همه ی حواسش تا چند روز به کمرت باشه و کلی سفارش کنه بهت که مواظب باشی
*وقتی سر یه موضوعی یهو آروم میشی و همسرت ناراحت میشه اما با هم میرین تو اتاق و با یه صحبت کوتاه مثل همیشه عاشق و شیدای هم میشین و با یه لبخند از اتاق میاین بیرون
*وقتی رو مبل تنها نشستی و داری تو تلگرام میچرخی ، یهو همسرت میاد دستت رو میگیره و میبره پیش خودش مینشونه و چایی اش رو کنار تو میخوره
*وقتی موقع رفتن به مامانت کلی سفارشت رو میکنه که اگه شام نخورد به من باید بگین و …
*وقتی خداحافظی میکنه و از پله ها میره پایین و دوباره برمیگرده دستات رو میگیره و میبوسه …
.
.
.
همه اینها کمترین قسمت محبت های همسرممه که برای من فوق العاده مهمه
امیدوارم تمام لحظات زندگی همتون پر باشه از این لحظات قشنگ
.
.

  • نرگس

    عشقتون پایدار عزیزم.. بوس بوس

  • بهارا

    عشق خوشمزتون همیشهِ همیشه مستدااااااام??

  • شادی

    سلام باران جان خوبی عزیزم،دلم واست تنگ شده بود خوشحالم حالتون کنار هم اینقدر خوبه :)اقا احسان دست شماهم درد نکنه اینقدر هوای باران خانم ما رو داری 🙂
    راستی باران جان من خیلی دوست دارم عکس تو رو ببینم یعنی هردوتاتون رو:)

  • آقای هلو

    ینی منو میکشی با این پستهای قشنگت ! خب من خیلی عشقولانگی دوس دارم ! مخصوصا کادوهای عشقولانه ! چقدر لذا میبرم وقتی میبینم کارهای کوچیکم رو اینقدر قشنگ میبینی . مرسی عشق همیشگی من :*

  • از ارسال پیام شما متشکریم . میتوانید از کد های اچ تی ام اس strong , code و a href استفاده کنید.