خاطرات روزانه آقای هلو و خانم لیمو منو

لینک مستقیم:

همچنان عشق میبارد

بعد از گذروندن یک هفته بی نهایت شلوغ با کلی خاطره اومدم تا بنویسم از روزهای خوبی که در کنار هم داشتیم .

خاطرات یک هفته رو ثبت نکردم و طبق روال همیشگی زندگیم میخوام از آخر شروع به نوشتن کنم . این همیشه برای من جذاب بوده ! شروع کردن یک کتاب از آخر یا انجام دادن یه کار از آخر و …

 

امروز

صبح چشمام رو باز کردم و فراموش کرده بودم که شب قبل کنار مهربون همسرم خوابیدم . از دیدنش ذوق مرگ شدم و با ارامش خاطر بیدار شدم .کنار هم  صبحانه خوردیم … ناهار خوردیم و عصر دوتایی با هم زدیم بیرون

عصر یه صحبتی شد که جفتمون کمی دلگیر بودیم . نه از دست هم البته . از دست شرایطی که باعث شده بود کمی با هم اختلاف نظر پیدا کنیم

تو ماشین اروم بودیم کمی . البته قربون صدقه های همسر مهربون طبق روال همیشه خنده رو لبام میاورد 🙂

ماشین جوش آورد که در کنار هم درستش کردیم . کمی خیابون ها رو گشتیم و عشقم رفت خونه من هم برگشتم خونه .

یک روز عادی رو کنار هم گذروندیم ولی یک روز عادی برای ما همیشه بهترین ها رو داره :

بهترین ینی زمانی که عشقت ازت دلگیر میشه و لباسهاشو میپوشه بره خونه و تو میشی مثل یه مرغ پر کنده . طپش قلبت میره بالا که چرا رنجوندیش

بهترین یعنی نمیتونی راضیش کنی که بمونه یهو چشمات اشکی میشه و مرد مهربونت مثل همیشه که طاقت ناراحتیت رو نداره بوسه بارونت میکنه . کلی ناراحت میشه که ناراحتت کرده

بهترین یعنی وقتی مردت میخواد پیاده شه بره و از چشمات متوجه میشه دوست داری کمی بیشتر بمونه پیشت ! میشینه و با هم کلی حرف میزننین . از همه چیز . اونوقت با آرامش میتونی ازش جدا شی و بگازی بری خونه و وقتی رسیدی خونه یه پیامک عاشقونه بهش بدی و بگی با دنیا هم عوضش نمیکنی

 

بهترین یعنی دیروزپنجشنبه

ساعت دو با عشقت قرار میزاری و با هم میرین خرید هدیه شب یلدا . کنار هم قدم میزنین و یه النگوی خوشگل برات میگیره و همینطوری که داری قدم میزنی یهو چشمش به یه گوشواره خوشگل میفته و سریع برات میخرش 🙂

با هم میرین یه ناهار توپول و خوشمزه میخورین و میاین خونه

کنار همین تا صبح !

 

بهترین یعنی دوشنبه

تولد پسر برادرم بود و عشقم هم با کادوی خوبی که گرفته بود دعوت بود . یه شب شاد رو با هم گذروندیم و عکس های قشنگی از هم گرفتیم که شد مهمون دیوار اتاقم . که هر بار میبینمش زمان برام بی معنی میشه و کلی براش حرف میزنم و لوس میشم !

 

بهترین یعنی شنبه

شام با هم میریم سیرابی شیردون میخوریم و کلی میخندیم . با هم میریم خرید و آقاتون یه لباس خووووووشگل برای تولد دو رو دیگه میخره که وقتی میپوشیش ذوق مرگ میشی و میشی تک !

 

بهترین یعنی جمعه

میریم اس اف سی و یه ناهار توووووووووووپول تر از توپول میخوریم طوری که انگار چند روز بوده گرسنه بودیم ! و دیگه کلی شیطون بازی و خوش گذرونی تو بوستان ولایت

 

بهترین یعنی پنجشنبه ۱۹ آذر

خانوادگی همه میریم مرکز خرید و عشقت برات یه دامن خوشگل و مجلسی میخره طوری که همش میپوشیش و دور خودت میچرخی و لذت میبری .

یعنی بعد از مدت ها همه مهمون همسرتون ذرت مکزیکی میخورن 🙂 و طعم فراموش شدش کلی لذت بخش میشه

یعنی خرید یه ماشین کنترلی خوشگل برای پسر داداشم و تشکر های بی حد من از همسر خان

 

بهترین یعنی چهارشنبه ۱۸ آذر

ساعت اداری که تموم میشه کلی به خودت میرسی چون با عشقت قرار داری بری خرید . کنار هم تو خیابون فردوسی قدم میزنیم و برای عشقم کفش انتخاب میکنیم و آخر هم یه بوت خوشگل چرم میخرین و برمیگردین خونه .

.

.

.

بله . روزهامون خیلی عادیه . و تنها چیزی که اونها رو موندگار میکنه عشقیه که بینمون داره بیداد میکنه . نگاه هاییه که عشق رو هزاران برابر برامون بیشتر زنده میکنه . همه این روزهای خوب رو مدیون صبور بودن های چندین ساله خودمونیم

البته با خوندن این نوشته ها دوست ندارم فکر کنین زندگیه ما گل و بلبله و هیچ مشکلی وجود نداره . نه عزیزانم این طور اصلا فکر نکنید چون همچین کسایی رو هم نمیتونید پیدا کنید . ما هم مشکل داریم مثل همه . ولی وقتی عشق و محبت باشه خیلی راحت میتونید مشکلات رو حل کنید و برای مشکلاتی هم که سخته خدا همیشه هست . اون رو تو تمام لحظاتتون حفظش کنید 🙂

خدارو به همه شما میسپرم . مواظبش باشید  🙂

 

  • نرگس

    عززززززیزم… چقدر لذت بخش بود خوندنش.. تک تک کلمات بوی عشق میده… خوشبخت باشید کنار هم..
    بوس بوسی

    • خانم لیمو

      فدااااااااااااااااااااای تو عروس خانم

  • آقای هلو

    بهترین یعنی داشت تو …

  • از ارسال پیام شما متشکریم . میتوانید از کد های اچ تی ام اس strong , code و a href استفاده کنید.