خاطرات روزانه آقای هلو و خانم لیمو منو

لینک مستقیم:

محو چشمان توام

 

442023.TIF

پنجشنبه صدای زنگ در که میاد در رو باز میکنم و بدو بدو میام تو راه پله ها که ببینمشو و بپرم بغلش .

چند روز پیش دیده بودمش ولی دلم براش لک زده بود .

اینقدر دلتنگش بودم که چند دقیقه ایی تو بغلش موندم و عشقمو سرپا با کفش جلوی در نگه داشتم !!!

برام کمپوتایی که دوست دارمو خریده بود . کنار هم نشستیم چایی خوردیمو من همش قربون صدقش میرفتم

دستمو گرفتو برد تو اتاق یه کادوی خوشگل برام گرفته بود . یه لباس ناز. کلی بوسش کردم .وقتی ذوقشو برای این چیزا میبینم کیف میکنم:)

شب بعد از شام تا نزدیکای ساعت یک بیدار بودیم و عشقمو داداشمو داماد جان و ایلی جونم منچ بازی میکردن . اون شب خیلی شب پر هیجانی داشتیم . خیلی خوش گذشت . شب هم کنار هم بودیمو کلی تو تاریکی با هم حرف زدیم… خیلی شب خوبی بود خیلی

جمعه ظهر بعد از ظهر هم رفتیم بیرون که عشقم لباس و شلوار خیلی اوکشلی برام خرید . دست گلش درد نکنه

از خرید برگشتیم خونه و عزیز دلم تا ساعت تقریبا ۱۰ خونمون بود و بعدش مثل همیشه رفت …

.

.

.

دیروز دوشنبه:

کنار هم روی تخت دراز کشیدیم فاصلمون اندازه یک نفسه . روبری هم چشم تو چشم هم غرق چشمای همیم

به هم نگاه میکنیم لذت میبریم ذوق میکنیم و حرف میزنیم. و این حرف زدن های با ارامش چقدر بهم میچسبه

وقتی تو چشمات نگاه میکنم تمام وجودم ذوب میشه تو نگاه قشنگ و جذابت

وقتی به چشمام نگاه میکنی تموم عشقو مهربونیت رو از چشمات میریزی تو تمام وجودم و من پر میشم از عشق از خواستن از نیاز

چشمای مهربون تو قطعا آئینه ی منه . وقتی تو چشمات عشق رو میبینم آرامش رو میبینم مهربونی رو میبینم میفهمم اونقدرا هم بد و نامهربون نیستم میفهمم ه تا الان همسر خوبی بودم برات

وقتی آروم بهم میگی اگه دیگرون قدر تورو نمیدونن مهم نیست من قدرت رو میدونم اونوقته که من با تمام وجودم محکم بغلت میکنمو میگم همین مهمترین چیزه برام . واقعا همینطور هم هست وقتی من با این سختی به تو رسیدم چرا باید دیگرون برام اهمیتی داشته باشن .

مهم تویی مهربون ترین مرد دنیا:)

.

.

.

وقتایی که عشقم میخواد بیاد خونمون مامان و بابام کلی سر به سرم میزارن . میگن بازم که شارژی بازم که به خودت میرسی و کلی میگن و میخندن بهم ! منم با شوخی میگم حسودی میکنین نامزد نیستین؟! خلاصه کلی پز میدم بهشون .

وقتایی که عشقم نیست موقع شام براش جایی که همیشه میشینه بشقاب میزارم و نمیزارم کسی اونجا بشینه . کلی میخندیم سر این قضیه .خب اینا دیونه بازیای یه دختر اسفندیه عاشقه دیگه چه میشه کرد:)

.

.

.

آقاهه ی مهربون خاطرخواتیم حسابی

  • نرگس

    عزییییزم..تمام حس و حالتو با تمام وجود درک میکنم..آرزو میکنم هر روز عشقتون بیشتر از دیروز بشه و شاد و خوش کنار هم لحظات رو سپری کنید…بوس بوسی

  • لبخند زیبا

    واااااااااااااییییییییییییییییییی که به این همه و عشق و احساس چی میتوان گفت جز اینکه بگم عشقتون پایدار و جاودان

  • آقای هلو

    عاشقتم دختر اسفندی ! کارهات اونقدر با مزه و شیرینه که هروقت بهش فکر میکنم حالم خوب میشه !
    مرسی که اینقدر خوبی :-*

  • از ارسال پیام شما متشکریم . میتوانید از کد های اچ تی ام اس strong , code و a href استفاده کنید.