خاطرات روزانه آقای هلو و خانم لیمو منو

لینک مستقیم:

ما با همیم

 

 

 

میخوام از حس های خوب این روزهای شیرین دو نفره بنویسم ولی نوشتن هر کدومشون سختیه خودش رو داره . اصلا نمیشه حس خوبی که این روزها هست رو بیان کرد . حس های خوبی که از چشمهای هم میخونیم … حس های نابی که تو آغوش هم داریم … حرفهای عاشقانه ای که با فاصله یک بوسه گفته میشن و تا عمق وجودمون تاثیر میکنن.

برای نوشتن همه اینها واقعا دستانم یاری نمیکنن . وقتی میخوام بنویسم تمام هفته ای که گذشته رو مرور میکنم و میبینم چقدر همه لحظات ارزش نوشتن دارن .

وقتی رو زمین دراز میکشی و من سرم رو میزارم رو سینه ات و چشم تو چشم هم حرف میزنیم و فقط خدا میدونه چقدر اون لحظات برام با ارزشن

وقتی وسط فیلم یهو دلم برات ضعف میره و فیلم رو استپ میکنم و محکم میکشمت تو بغلم تا کمی آروم شم ….

وقتی موقع دیدن فیلم بغلم میکنی و تا اخر فیلم ریز ریز میبوسیم و تو گوشم نجوا میکنی از عشق بی مثالت ….

همه اینها من رو پر میکنه از عشق از انرژی طوری که موقع رفتنت بغض میکنم و نفرین میکنم به هر چی رفتنه …

چی میشه دستمو بگیری با خودت ببری؟؟؟

میبنی این دختر کوچولو چقدر پر توقع میشه؟ یه روزی بزرگترین ارزوم این بود که بهت برسم . الان که رسیدم میخوام ازم یک ثانیه هم جدا نشی 🙂

فکر کردن به اینکه کمتر از سه ماه دیگه هم خونه ی هم میشیم باعث میشه تمام این لحظات دوری رو با عشق تحمل کنم 🙂

خداجانم فقط میشه در برابر تمام مهربونیات بگم شکر …

.

.

.

برای تک تک دوستانم که هنوز به وصال نرسیدن یه وصال جانانه ارزو میکنم 🙂

 

  • به زودی یک پست برای داماد عزیزمون به صورت کاملا اختصاصی میزارم .

 

 

  • شادی

    الهیییییییییی که خوشبخت بشین:)

  • نرگس

    روز و روزگارتون خوش باشه عزیزم….
    بوس بوسی

  • لبخند زیبا

    کاش همه عشقای دنیا مثه شماها بوووددد.پاک و ساده و دوست داشتنی???????

  • آقای هلو

    چقدر حس خوبی داشتم ، وقتی آروم توی گوشت میگفتم تو تنها عشق منی …

  • از ارسال پیام شما متشکریم . میتوانید از کد های اچ تی ام اس strong , code و a href استفاده کنید.