خاطرات روزانه آقای هلو و خانم لیمو منو

لینک مستقیم:

اولین شروع دو نفره

 

 

یک سلام پر از عشق، مهربانی و هوای خوب بهاری تقدیم به دوستان گل و گلابم و همچنین به یگانه همسر مهربانم

سال نو رو به همه ی شما عزیزان تبریک میگم و از خدای مهربونم میخوام بهترین سال رو براتون رقم بزنه که پر باشه از عاشقی،سلامتی،موفقیت .

امسال اولین سالی بود که من بهارش رو در کنار عشق خوبم شروع کردم و از قبل از شروع سال نو در کنار هم بودیم تا ۱۴ فروردین !

یک شروع لذت بخش و به یادموندنی . یک شروعی که سالیان سال در انتظارش بودیم

عید امسال واقعا برای من متفاوت بود . خیلی بیشتر بهم خوش گذشت و خیلی بیشتر دوستش داشتم

همیشه وقتی سال تحویل میشد گوشی دستم بود و منتظر بودم هلو تماس بگیره . اونم با صدای قشنگش سال جدید رو بهم تبریک میگفت . همیشه سال جدیدم با دلتنگی شروع میشد ..

ولی امسال سال تحویل کنار هم نشسته بودیم ۳ دقیقه مونده به سال تحویل بیدار شدیم نشستیم پای هفت سین خوشگلی که عشقم برام خریده بود و قرآنی رو تو دستم داشتم که هدیه روز نامزدیم بود .

بهتر از این هم مگه میشه سال آدم شروع شه؟ پدرومادرم کنارم … همسرم کنارم …

بعد از سال تحویل هم خواهر برادرها اومدن .کلی عیدی گرفتیم عکس انداختیم و خوش گذروندیم

تا روز ۵ فروردین تهران بودیم و مشغول دید و بازدید عید

خیلی از اقوام اولین بار بود که هلو رو میدیدن . و من به اینکه کنارم  دارمش افتخار میکردم

روز ۵ فروردین چمدون ها رو بستیم و آماده رفتن به مشهد شدیم . از چند روز قبلش همش میگفتم وااای هلو چقدر این بار ذوق دارم برای مشهد رفتن   و واقعا هم همینطور بود .

وقتی پیش خانواده هلو هستم اینقدر هوامو دارن و بهم میرسن که کلی بهم خوش میگذره . مامان و بابای فوق العاده مهربون همسرم رو واقعا دوست دارم . مثل پدر و مادر خودم

خلاصه سوار قطار شدیم و بعد از خوردن شام خوابیدیم تا صبح . بابای هلو زحمت کشیدن اومدن دنبالمون و رفتیم خونه .

 

این بار خیلی زیاد موندیم مشهد! ۹ روز ! تمام روزها رو هم به مهمونی و تفریح گذروندیم .

احساس میکنم هر بار که با عشقم میرم سفر خیلی چیزها تغییر میکنه . رفتارهامون اخلاق هامون نوع ارتباطاطمون

عشق ما هر روز داره رشد میکنه و اون عشق چند سال پیش نیست . و این خیلی خوبه 🙂 خدارو شکر واقعا

این بار که رفتیم مشهد خانواده همسرم زحمت کشیدن و یه مهمونی مفصل به مناسبت پاگشای من و عروس جدید گرفتن.

اون شب کمی حس هامون متفاوت بود . خیلی خوش گذشت کلی عکسهای قشنگ انداختیم .

روز سیزده هم با اومدن بارون کلی سورپرایز شدیم !!! خونه بودیم تا ظهر و بعدش رفتیم خونه مادربزرگ هلو . تا عصر اونجا بودیم و بعد همگی رفتیم کوه و یه عالمه برف بازی کردیم

واقعا خوش گذشت . جای همگی خالی

روز چهاردهم هم که یه روز خیلی خوبی شد برامون اینطور بود که قبل از اینکه بریم راه آهن رفتیم حرم . هوا بارونی، حرم خلوت …

واقعا یکی از بهترین زیارت هایی بود که رفته بودم و همه اینها رو مدیون هلو هستم که همیشه پایه ی کارای یهویی من هستش . قدم به قدم باهام میاد و هیچ وقت هیچ وقت تنهام نمیزاره .واقعا ازت ممنونم مرد رویاهای من

خیلی خلاصه و کوتاه خاطرات نوروز ۹۵  رو ثبت کردم ولی یک عالمه خاطرات خوب برای خودمون تو ذهن هامون باقی موند

 

رفتن به طرقبه… خوردن کشک بادمجون و آش لخشک با یه عالمه سرماخوردگی! خوردن دیزی خوشمزه ! فالوده شاتوتی تو مغازه صورتی … دوغ آبعلی

رفتن به چالیدره و یه عالمه عکسای قشنگ

رفتن به بام مشهد  و تماشای شهر قشنگ مشهد

کوههای خلج و یه عالمه برف و عشق …

رفتن دو نفره به حرم . ۱۰ بار زیارت دو نفره …

رفتن به بهشت رضا …

رفتن خونه ی مادربزرگ و دلتنگی برای جای خالیش …

بازی های دسته جمعی خانوادگی …

عکس با سفره هفت سین..

عکس های وسط خیابونی…

خوردن آب هویج بستنی تو ماشین …

دور دور تو خیابونا … خرید برای مامان بابا …سوغاتی … بازار سنتی

عکسای سلفی تو آسانسور اینه …

عکسای توی حرم … قطار …

نگاه قشنگ تو از پشت شیشه قطار به من … نماز تو قطار

خم شدن و پوشوندن کفشای من …

گذاشتن میوه تو دهنم و …

ارامش بغلت ۱۳ شب

خوندن نماز برای من تو حرم ..

دیدن فیلم تو یک تخت قطار تو بغل هم … چقدر لذت بخش بود اون شب …زن تک تیرانداز…

گرفتن آژانس برام تا سالن وقتی ماشین داشت خالی میرفت ولی من دوست داشتم دو نفره بریم

وقتی غرق خواب بودم ولی متوجه میشدم شبا رومو میکشی میبوسیم و میخوابی …

 

.

.

.

مرد مهربونم :

اینقدر کارات برام با ارزش بودن که حد نداشت …. خیلی هوامو داشتی ممنونم ازت …

 

 

.

.

.

دیروز من و هلو با دوست هلو و خانمش رفتیم سینما . فیلم ۵۰ کیلو آلبالو. این دوستش ما رو از زمان دوران دوستیمون میشناخت و همدیگرو دیده بودیم . وقتی تو ماشین از رابطه چندین سالمون صحبت میکردیم یه حس خوبی داشتم مثل حس اصالت … وفاداری …

حسی رو داریم که کمتر کسی تجربه اش کرده …

تو ماشین یک لحظه هم دستای هم رو ول نکردیم … اینقدر که این حس عمیق بود …لذت بخش بود …

گفتن بعضی از حس ها سخته . بگذریم

ضمنا به زودی یه پست ویژه برای داماد عزیزمون میزارم و کلی از کارای بامزه ای که با هم کردیمو مینویسم 🙂

فعلا بابای

  • سحر*

    سلاام باران جون .سال نو مبارک عزیزم 🙂
    ایشالا همیشه باهم و خندون باشید 🙂
    واااااقعا هم که رابطه و دوستی و وفاداری و محبت شما دوتا به هم مثااال زدنی عزیزم .:)

    • خانم لیمو

      سلام سحرررررررررررررری جونم
      مرسی
      سال نو شما هم مبارک
      واقعا با لطف همیشگیت منو شرمنده میکنی 🙂
      دوستت داااااارم هوارتا

  • لبخند زیبا

    واایییی که چشام سیاهی رفت انقدر اومدم نگاه و کردمو.منتظر پست جدید بودم???? از طرفی هم میدونستم که داره بهتون خوش میگذره برام کافی بود که منتظر بمونم… چقدر قشنگ حال و هواتونو توصیف میکنی???? و چقدر به این حالت حسودیم میشه و خوشحال که ی دوستی مثه تو دارم. ایششاللللللاااااااااااا هزاران هزاران هزاران برابر از این خوشی و شادیا در کنار هم داشته باشیدددد.خخخخخییلییییی دووسستتتتتووننن داارمممم???????

    • خانم لیمو

      ببخشید دیر به دیر میایم
      انشالله از این به بعد به روز تر میشیم
      حسوودی نداره دوست گل من
      توام به روزای خوب داری میرسی
      مطمین باش زندگی خوبی تو راهه شک نکن و از زندگیت لذت ببر 🙂
      برات لحظات خوشی ارزو میکنم 🙂

  • از ارسال پیام شما متشکریم . میتوانید از کد های اچ تی ام اس strong , code و a href استفاده کنید.