خاطرات روزانه آقای هلو و خانم لیمو منو

لینک مستقیم:

وصالی جانانه

 

 

 

گذشته تمام میشود و میرود پی کارش و زمانی نو آغاز میشود …

انتظارهای طولانی تمام میشود و میرود پی کارش تا باری دیگر دو عاشق را در جایی دیگر در حسرت وصال خود بگذارد

سختی ها و البته سختی های شیرین تمام میشود و جایش را میدهد به لذت های نو

تمام دوندگی های چندین ساله تمام میشود و جایش را می دهد به یک عاشقانه ی ارام دو نفره

تمام دوری ها تمام میشود و جایش را می دهد به یک سقف و چهار دیوار … یک سقف که من و او را در زیر خود کنار هم نگه میدارد که مبادا باز هم ….

.

.

.

همه ی روزهای طولانی تمام میشود و دو نفر که سالها در انتظار وصالی عاشقانه بودند در یک روز بهاری دستان هم را میگیرند و از زیر قرآن رد میشوند و به آشیانه ای که سالها در رویای خود ساخته بودند میروند .

( اشک امانم نمیدهد … ) انگار تمام تلخی های گذشته که در قلبم تلنبار شده بودن یک آن بیرون ریختند ….

سخت بود … و الان که مینویسم میبینم چقدر سخت بود و بیشتر از حد توان من بود … ولی انگار مهربان خدا تمام صبوری های دنیا را در وجودم ریخته بود

+ می خواستم از شیرینی این روزها بنویسم اما … شیرینی ها اینقدر زیاد هستن و ذوق مرگم میکنن که گریه ی خوشحالی اجازه نوشتن نمیدهد …

چندین سال به این فکر میکردم که اگر روزی به هم رسیدیم چه تیتری برای وصالمون بزنم و چه طور ثبتش کنم .اما الان میبینم چقدر سخته ..

+ از امام رضا خواسته بودم خیلی زود بطلبه برم پیشش . باید برم و امروز هم میرم کلی حرف دارم باهاش… شاهد لحظه های انتظارمون بود و مطمینم خودش باعث وصالمون بود .سری اخر که رفتم پیشش برای جشن وصالمون دعوتش کرده بودم …

.

.

.

روز جشن عروسیمون به قدری زیبا و لذت بخش بود که شب  وقت خواب ، از اینکه روز داره تموم میشه دو نفره غصه خوردیم.

از صبح زود بیدار شدم و در تمام لحظه های اون روز لحظه ای لبخند از لبام نرفت … همش با خودم میگفتم اخر اون روز رسید .. اون روز امروزه و باید نهایت لذت رو ببری

زیباترین تصویر اون روز دیدن همسر، یار، همراه همیشگیم تو کت شلوار دامادی بود … و چقدر زیبا بود … چقدر …

فکر میکنم هیچ جشنی به زیبایی روز جشن ما نبود .. تک و منحصر به فرد … و فقط خودمون تک بودنش رو احساس میکردیم

رویایی ترین شب زندگیمون رو گذروندیم . با اینکه کلی خسته بودیم و زود خوابیدیم اما حس خوب دو نفره بودن بی نظیر بود

وقتی اروم در گوش هم گفتیم از امشب تا اخرین روز کنار همیم … دو نفره بعد سه نفره بعد ….

.

.

.

عاشقانه های این روزهامون کم نیست و خدارو شکر میکنم که خواست این روزهای خوب رو ببینیم .

برای همه ی دوستان گلم وصالی جانانه ارزو میکنم 🙂 از پیام های قشنگتون بی نهایت ممنونم و ببخشید که وقت پاسخگویی نیست 🙂 دوستتون دارم زیاد و تو حرم امام رضا به یاد تک تکتون هستم

تا بعد از مشهد بابای

 

 

 

 

  • آسی

    وای تمام مدت خوندن پستات لبخند از رو لبهام نرفت…
    چقدم تند تند خوندم انگار دنبالم بودن?…
    خب ذوقی بودم دیگه…
    منو خیلیا دیگه که از اول شمارو میخوندیم میدونیم این وصال چقد پاش صبوری شده …قربون خدا برم …خیلی شیرینه بعد اینهمه سختی ببینی به آرزوهات رسیدی…تبریک میگم هم به تو باران جون صبورم هم به همسرت…الهی خوشبخت بمونین به حق این روزای شاد…???…
    عجیب شارژم کردیاااااا??

    • خانم لیمو

      سلام آسی جوووووووووونم دوست قدیمیه من
      چقدر انرژی بخشه دوستای قدیمی رو میبینم
      مرسی از انرژی مثبتی که بهم دادی و ممنون بایت ذوق و شوق قشنگت
      اره واقعا این وصال بعد از سالها لذت بخش بود
      انشالله عروسی شما خانم گل
      دیگه چرا نمینویسی خاطرات رو؟

  • لبخند زیبا

    با خوندن پستت واقعا گریه ام گرفت.واقعا بهتون دست مریضا میگم بابت اینکه روی هرچی سختی و مشکلات بودو کم کردید و نشون دادید برای رسیدن به چیزی که میخواید میجنگید.
    کاش صبر تو رو اندکی من داشتم.باز هم بهتون تبریک میگم و آرزوی بهترینا رو دارم واستون????
    زیارتتون هم قبول.التماس دعا

  • عالی

    سلام به هردو عزیز تبریک میگم وصال شما آرزوی ما هم بود ..انشاالله از تک تک روزهاتون لذت ببرید و شاد باشید

  • شادی

    سلام عزیز دلم،از صمیم قلب به هردوی شما تبریک میگم:)باور کن بغض کردم با خوندن پستت چون واقعا این همه صبر واسه ی یه دختر واقعا سخته وهرکسی طاقت این همه موندن و انتظار کشیدن رو نداره:(اما الان که به هم رسیدین از ته قلبم خوشحالم و انشاءالله به پای هم پیر بشین:)دوستتون دارم عزیزای من

  • از ارسال پیام شما متشکریم . میتوانید از کد های اچ تی ام اس strong , code و a href استفاده کنید.