خاطرات روزانه آقای هلو و خانم لیمو منو

لینک مستقیم:

من برگشتم

با کلی خجالت سلام به روی ماه دوستان عزیزم .

میدونم کارمون خیلی بد بود که یه مدتی نیومدیم بنویسیم ولی باور کنید همش دوست داشتم بیام بنویسم ولی خیلی سرمون شلوغ بود.

من یهویی تصمیم گرفتم برای ارشد بخونم و بکوب میخوندم برای دانشگاه . آقای هلو هم این مدت درگیر کاراش بود که خداروشکر همه چی اوکی شد و الان که در خدمتتون هستم یه کم سرمون خلوت شده و داریم زندگیمونو میکنیم .

اتفاقات خیلی مهم و زیادی تو این چند وقت دوری از اینجا نیفتاده و خداروشکر زندگی داره مسیر عادی خودش رو طی میکنه .

فقط تنها چیزی که هر لحظه داره تو زندگیمون تغییر میکنه احساسمون نسبت به هم هست .

همیشه تو دوران دوستی فکر میکردم دیگه بهترین از این امکان نداره باشیم ولی بعد از ازدواج دیدم خیلی احساس ها تغییر میکنه و از اونجایی که من هنوز باور نکردم که به هم رسیدیم !!!! برام داره هر روز جالب تر میشه 🙂

باید بیام مفصل و از ریز خاطرات بیشتر بنویسم .

دوست دارم اتفاقات همه ثبت بشه برامون . 🙂

عاشقتونم . ببخشید که اینقدر دیر به دیر میام دوست جونیام

مرد مهربونم :

بی اندازه عاشقتم . اصلا میپرستمت

 

 

  • لبخند زیبا

    سلام به روی ماهت😊😊😊همین که بیادمونی کافیه..
    انشالله همیشه خوش خبر باشی خانوم ..

    • خانم لیمو

      عزیز دلمی تو لبخند زیبا . ممنونم ازت :))))))))

  • از ارسال پیام شما متشکریم . میتوانید از کد های اچ تی ام اس strong , code و a href استفاده کنید.