خاطرات روزانه آقای هلو و خانم لیمو منو

تمامی عناوین برایاردیبهشت ۶, ۱۳۹۶

لینک مستقیم:

چهارشنبه های طلایی

همیشه روزهای چهارشنبه برام خوب بودن . همیشه چهارشنبه ها برام پر بوده از انرژی مضاعف .

هیچ وقت نفهمیدم چرا چهارشنبه؟

مدرسه که میرفتم عاشق چهارشنبه ها بودم

تو تقویم همیشه دنبال جهارشنبه ها بودم

روزهای چهارشنبه بیشتر خوب بودم

نمیدونم شاید روز چهارشنبه خدا بیشتر کنارمه شاید چون چهارشنبه به دنیا اومدم …

h1-

مثلا

مثلا همین چهارشنبه .از خواب بی انرژی بیدار میشم ولی وقتی از در خونه میرم بیرون و آسمون زیبا رو میبینم تمام کسالتم رو فراموش میکنم و میرم تو رویا

میرسم اداره با اینکه روزه ام و بی حالم  ولی بازم همه چی خوبه.

با دوست خوبم نرگس میحرفم و با هم میخندیم

بعد دوست عزیزم بهارا بهم پیام میده و وقتی میبینم دوستانم از نبودنم نگران میشن و اینقدر به فکرمم ذوق میکنم

نمیدونم چرا اینجور مواقع ب این فکر میکنم که اگر روزی مردم ، دوستانم حتما مطلع میشن :)))))) حس خوبیه البته به مرگش هم فکر نکنید ب معرفت دوستام فکر کنید

همه وجودم پر از ذوق میشه و چشمام پره اشک میشه وقتی میفهمم حال خواهر کوچولوش خوب شده و ب یاد اون موقعی می افتم که گفت خواهر کوچولوش حالش خوب نیست و من تمام موهای تنم سیخ شده بود و از صمیم قلبم از خدا براش شفا خواسته بودم

ته دلم غنج ( هلو میگه قنج درسته ) هه! خلاصه ته دلم غنج میره وقتی میگه احساس میکنم دعای تو بوده … نه قطعا خدا اون شب صدای لرزونش رو شنیده …

h1-

هنوز چهارشنبه اس و کلی ماجرا در پیش

با همکارم میریم که کفش بخره و من یه کفش میبینم و زودتر از اون میخرم ! آخه چهارشنبه اس و اوضاع باید بر وفق مرادم باشه

میام خونه و با اینکه روزه ام ولی مثل فرفره خونه رو مرتب میکنم تا مهربونم وقتی میاد خونه همه چی خوب باشه

وقتی میاد خونه میپرم بغلش و بهترین قسمت روز من شروع میشه 🙂

h1-

روی تخت دراز میکشیم و حرف میزنیم . حرف های عادی روزانه که هر روز هست ولی هر روز برام جذاب تر از قبل میشه چون هر روز وقتی تو چشماش نگاه میکنم … عاشق تره عاشق ترم

تقسیم کاری میکنیم که آقاهه شام بپزه من تراس خوشگل خونمون رو تمیز کنم موکت بندازم تا سفره افطارمون رو اونجا پهن کنیم

یکی از عاشقونه ترین قسمت خونمون یه تراس کوچولوئه که از اونجا میتونم صحنه مورد علاقه ام رو ببینم . دیدن آسمون دیدن ماه دیدن ابرها . نمیدونید چه انرژی ای میگیرم از این همه زیبایی که خدا آفریده . نمیدونید چقدر لذت میبرم اون لحظات از داشتن خدایی با این سلیقه خاص و منحصر به فرد

نزدیک اذانه و زحمت چیدن سفره رو مهربونم میکشه . شمع ها رو روشن میکنه و من گل رو میزارم تو سفره ی خوشگلمون میشینیم زیر آسمون و صدای قشنگ اذان پر میشه تو همه ی وجودمون . با یه لب زیبا افطار میکنم و دعا میکنم …

h1-

هنوز هم چهارشنبه اس و بهترین ها در انتظارمه .

میخوام برم دراز بکشم جلوی تی وی و تنبلی های آخر هفته ام رو شروع کنم و سریال مورد علاقه ام رو ببینم 🙂

دوستتون دارم بهتر از برگ های گل یاس من

این هم سفره افطار ما دو تا مرغ عشق

 

 

مگر نمی‌گویند که هر آدمی
یک بار عاشق می‌شود ؟
پس چرا هر صبح که چشم‌هات را باز می‌کنی
دل می‌بازم باز ؟
چرا هربار که از کنارم می‌گذری
نفست می‌کشم باز ؟
چرا هربار که می‌خندی
در آغوشت در به در می‌شوم باز ؟
چرا هر بار که تنت را کشف می‌کنم
تکه‌های لباسم بال درمی‌آورند باز ؟
گل قشنگم
برای ستایش تو
بهشت جای حقیری ست
با همین دست‌های بی‌قرار
به خدا می‌رسانمت

  • •••
  • از ارسال پیام شما متشکریم . میتوانید از کد های اچ تی ام اس strong , code و a href استفاده کنید.