خاطرات روزانه آقای هلو و خانم لیمو منو

تمامی عناوین برایخرداد ۲۷, ۱۳۹۶

لینک مستقیم:

غیبت کبری!

سلام به همه دوستای گل!

خود من بیشتر متعجبم! نمیدونم چه دری به تخته خورد یا کلا چطوری شد که من اومدم و یه پست گذاشتم! اما این رو به فال نیک بگیرید!

اینکه بخوام توضیح بدم این مدت چه اتفاقاتی افتاده، واقعا نمیدونم از کجا و چطوری بنویسم، ولی سر تیتر یه سری موضوعات رو مینویسم.

حتما در جریان بودین که متاسفانه سال گذشته من به خاطر مشکلات کاری که با شرکت پیدا کردم ، یه مدت زیادی بیکار بودم و اصلا اعصاب مصاب نداشتم! توی اون مدت متوجه خیلی از نعمتهای خدا کنار خودم شدم. تقریبا ۶ ماه که واسم مثل ۶ سال گذشت. عشق من در نهایت مهربونی و سخاوت منو همراهی کرد و مثل کوه پشتیبان من بود. حتی با اینکه یه کار دیگه واسم درست شد، اما شرایطش خیلی سخت بود بهم دلداری داد و گفت صبور باش، کار خوبی که انتظارش رو میکشی رو بدست میاری.

نمیخوام از سختی اون دوران بنویسم، ولی اینجوری بگم که انگار فرشته مهربونم واقعا میدونست قراره اتفاق های خوب واسمون بیفته. تقریبا بهمن ماه بود که به طور کاملا تصادفی با یک شرکت وارد مذاکره شدم و یک پیشنهاد کاری عالی بهم شد. هنوزم نمیتونم باور کنم، ولی دقیقا کاری بود که مدتها آرزوی رسیدن به اون رو داشتم. خدا رو شکر توی آخرین روزهای سال این اتفاق افتاد تا اون سال با یک خاطره خوب تموم شه.

از مسافرت مشهد هم کلی خاطره هست که الان نمیدونم چی بنویسم! فقط میدونم خیلی خوب بود!

و بالاخره رسیدیم به سالگرد ازدواجمون که مصادف شده بود با ماه مبارک رمضان. انفاق های شیرین و خوب زیادی توی این مدت واسمون افتاد که منو شدیدا تحت تاثیر قرار داد. واقعا فهمیدم چه همسر مهربونی دارم و هر کاری کنم نمیتونم ذره ای از کمک ها و خوبیهاش رو جبران کنم.

بگذریم، روزهای خوبی داریم. خدا رو شکر همه چی عالیه و گوش شیطون کر، هنوز اتفاق های شیرین تری در راهه. البته فکر نکنین نی نی و این حرفا منظورمه!!! اون هنوز مونده!

تلاش خودمو میکنم تا حداقل هفته ای ۳ ، ۴ بار بیام و سایت رو بنویسم.

توی این شبهای عزیز از همه میخوام واسه ما دعا کنن، ما هم برای همه دوستای خوبمون دعا میکنیم و شادی رو واسه همه میخوایم.

شبتون شیرین و روزهاتون پر از شادی

  • •••
  • از ارسال پیام شما متشکریم . میتوانید از کد های اچ تی ام اس strong , code و a href استفاده کنید.