خاطرات روزانه آقای هلو و خانم لیمو منو

: نوشته هایی از خانم لیمو

لینک مستقیم:

دو سالگیمون مبارک

عشقمون  دو ساله شد

 

البته عشق ما قدیمی تر از این حرفهاست ولی خب … بهتره بگیم محرم شدنمون دو ساله شد .

دیروز دومین سالگرد عقدمون بود و ما وارد سه سالگیمون شدیم .به همین راحتی …

و البته به همین شیرینی

تو دو سالگیمون باید به خیلی چیزا فکر کنم . تو این دوسال لحظات نابی رو با هم گذروندیم و الان میتونم به جرات بگم در مقایسه با حسی که الان به هلوی خودم دارم قبلا این حس رو هرگز تجربه نکرده بودم ولی ادعای دوست داشتنش رو میکردم

الان هلوجونم لالا کرده منم رفتم آشپزخونه رو مرتب کردم .ازم همونی دیشب کلی به هم ریخته بود

رفتم جلوی در اتاق ایستادم و کلی نگاش کردم که با چه آرامشی خوابیده … رفتم براش چای دم کردم و اومدم چند خط بنویسم

برم براش چای بریزم بشینم بالای سرش تا بیدار شه . میخوام اولین چیزی که میبینه چشمای من باشه  تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

براتو زندگی پر از عشق از خدا میخوام

  • •••
  • از ارسال پیام شما متشکریم . میتوانید از کد های اچ تی ام اس strong , code و a href استفاده کنید.

لینک مستقیم:

روزهای ما

سلام به همه ی دوستانم

سلام به عشق نازنیم

سفر ما به مشهد با یه اتفاق خوب تموم شد . روز پنجشنبه بلیط قطار به سمت تهران داشتیم که صبحش همسر جان رفتن  بلیطمون رو کنسل کردند !!!

s-

اقای هلو برام یه ماشبن خوشگل سفید برفی گرفته بود که با همون شنبه صبح به سمت تهران حرکت کردیم .

بله اولین سفرمون با ماشین خوشگل خودمون اتفاق افتاد . عصر رسیدیم تهران و با یه جعبه شیرینی مستقیم رفتیم خونه مامان

شب بعد از شام  برگشتیم خونمون و زودی خوابیدیم تا فردا سرحال بعد از ده روز تعطیلات برگردیم سر کارمون .

s-

هفته پیش یه جای خوشگل رفتیم که خیلی بهمون چسبید. کلی خوراکی خوشمزه جمع کردیم و رفتیم بام تهران . البته خیلی شلوغ بود و رفتیم سمت کهف الشهدا یه جای دنج روبروی شهر خوبمون تهران پیدا کردیم و نشستیم . تا ساعت ده شب اونجا بودیم و بعد از انداختن کلی عکسای خوشگل برگشتیم خونه ی عاشقونمون 🙂

s-

پنجشنبه و جمعه هفته ای که گذشت دو نفره رفتیم دماوند .روستای خسروان باغ یکی از آشناها .

هوا عالی بود .روستا مثل کارت پستال زیبا بود . بارون شدیدی بارید و از سرما من و هلو رفتیم نشستیم تو ماشین و بخاری روشن کردیم 🙂 کلی چسبید بهمون

ظهر جمعه هم با کلی انرژی برگشتیم خونه مامان و بعد از خوردن ناهار و یه خواب با حال برگشتیم خونمون و آخر شب با هلو زدیم بیرون رفتیم بهار ترافیک معجون با فالوده خوردیم جای همگی خالی

s-

امروز هم شنبه هست و من نرفتم سرکار . موندم خونه استراحت کردم تمیزکاری کردم کتاب خوندم کار کردم و الان هم میخوام با بهترین رفیق زندگیم یه فیلم باحال ببینم

عاشقتوننم شدید:)

  • shafaqi

    اگر قول بدید همینطور به روزانه نویسیتون ادامه بدید،،،
    من هم قول میدم بشم از پایه های ثابت و خواننده پیجتون لیمو و هلوی عزیز! ^_^

  • خانم لیمو

    سلام ممنونم از حضورتون چشم سعی میکنیم

  • از ارسال پیام شما متشکریم . میتوانید از کد های اچ تی ام اس strong , code و a href استفاده کنید.

لینک مستقیم:

رسیدن به یه آرزوی دیگه

وقتی میگیم آرزو همیشه اولین چیزهایی که تو ذهن میاد خونه ماشین ازدواج خوب و این جور چیزهاست .

ولی به نظر من آرزو میتونه خیلی خیلی کوچیک تر و دست یافتنی تر بشه چون اون موقع قند میشه و میشینه به دلت و از رسیدن بهش ذوق میکنی .

گاهی باید آرزوهات رو دست یافتنی تر کنی البته این رو هم ایمان دارم که اگر مهربان خدا نخواد ، حتی کوچکترین آرزو ها هم نشدنیه

در کنار آرزوهایی که در کنار همسرم داشتم این روزها به یکیش رسیدم

همیشه تو چندین سال دوران دوستیمون تو ذهنم مجسم میکردم که دو نفری رو به روی دریا نشستیم دست عشقم دور کمرم و من تکیه دادم به شونه هاش و محو شدیم تو بیکران دریا

تو این یک سال ازدواجمون قسمت نشد بریم دریا و من همیشه این صحنه تو دهنم مونده بود

تا اینکه دیروز منو عشقم لب دریا کنار هم نشستیم و اونجا بود که من این آرزوم رو به رفیق زندگیم گفتم 🙂

لذت رسیدن به آرزوها خیلی شیرینه و خدای مهربون تو این دو سال منو به بیشترین آرزوهام رسوند

بعضی وقتا میششینم و غرق میشم تو این همه مهربونیه خدا …

فقط اون لحظه احساس شرم دارم که نمیتونم اون طور که لایق این همه خوبی هست قدردانش باشم

الان که دارم این متن رو مینویسم و بهش فکر میکنم چشمام پر اشکه …

یک لحظه به این فکر میکنم که اگر خدا نمیخواست چی میشد و سریع از این فکر فرار میکنم چون توان بیشتر فکر کردنش رو ندارم  …

میخوام غرق بشم تو این لطف بیکران خدا …

تو حرم امام خوبی ها امام رضای عزیزززززززم برای همتون دعا کردم دوستای گلم 🙂

الان هم شام داریم با خانواده خوب همسر جونی میریم بیرون

دوست داشتم کوتاه این روزها رو ثبت کنم . عاشقتونم

 

h1-

همسر مهربون :

آرزوهای من در برابر آرزوی رسیدن به تو هیچ شد ولی همین ها هم با ارزشن 🙂 عاشقتم مهربونم

  • لبخند زیبا

    چقدر خوبه که با کوچیکترین چیزها هم انقد شاد و خوشحال میشی ،و مطمئنا همینا پیش زمینه ای است واسه رسیدن به بهترین و بزذگترین آرزوهای زندگیت در کنار همسر مهربون و وفادارت…

  • خانم لیمو

    مرسی عزیزم . باید یاد بگیریم با چیزهای کوچیک شاد شیم تا همیشه بتونیم خودمون رو شاد نگه داریم 🙂

  • از ارسال پیام شما متشکریم . میتوانید از کد های اچ تی ام اس strong , code و a href استفاده کنید.

لینک مستقیم:

چهارشنبه های طلایی

همیشه روزهای چهارشنبه برام خوب بودن . همیشه چهارشنبه ها برام پر بوده از انرژی مضاعف .

هیچ وقت نفهمیدم چرا چهارشنبه؟

مدرسه که میرفتم عاشق چهارشنبه ها بودم

تو تقویم همیشه دنبال جهارشنبه ها بودم

روزهای چهارشنبه بیشتر خوب بودم

نمیدونم شاید روز چهارشنبه خدا بیشتر کنارمه شاید چون چهارشنبه به دنیا اومدم …

h1-

مثلا

مثلا همین چهارشنبه .از خواب بی انرژی بیدار میشم ولی وقتی از در خونه میرم بیرون و آسمون زیبا رو میبینم تمام کسالتم رو فراموش میکنم و میرم تو رویا

میرسم اداره با اینکه روزه ام و بی حالم  ولی بازم همه چی خوبه.

با دوست خوبم نرگس میحرفم و با هم میخندیم

بعد دوست عزیزم بهارا بهم پیام میده و وقتی میبینم دوستانم از نبودنم نگران میشن و اینقدر به فکرمم ذوق میکنم

نمیدونم چرا اینجور مواقع ب این فکر میکنم که اگر روزی مردم ، دوستانم حتما مطلع میشن :)))))) حس خوبیه البته به مرگش هم فکر نکنید ب معرفت دوستام فکر کنید

همه وجودم پر از ذوق میشه و چشمام پره اشک میشه وقتی میفهمم حال خواهر کوچولوش خوب شده و ب یاد اون موقعی می افتم که گفت خواهر کوچولوش حالش خوب نیست و من تمام موهای تنم سیخ شده بود و از صمیم قلبم از خدا براش شفا خواسته بودم

ته دلم غنج ( هلو میگه قنج درسته ) هه! خلاصه ته دلم غنج میره وقتی میگه احساس میکنم دعای تو بوده … نه قطعا خدا اون شب صدای لرزونش رو شنیده …

h1-

هنوز چهارشنبه اس و کلی ماجرا در پیش

با همکارم میریم که کفش بخره و من یه کفش میبینم و زودتر از اون میخرم ! آخه چهارشنبه اس و اوضاع باید بر وفق مرادم باشه

میام خونه و با اینکه روزه ام ولی مثل فرفره خونه رو مرتب میکنم تا مهربونم وقتی میاد خونه همه چی خوب باشه

وقتی میاد خونه میپرم بغلش و بهترین قسمت روز من شروع میشه 🙂

h1-

روی تخت دراز میکشیم و حرف میزنیم . حرف های عادی روزانه که هر روز هست ولی هر روز برام جذاب تر از قبل میشه چون هر روز وقتی تو چشماش نگاه میکنم … عاشق تره عاشق ترم

تقسیم کاری میکنیم که آقاهه شام بپزه من تراس خوشگل خونمون رو تمیز کنم موکت بندازم تا سفره افطارمون رو اونجا پهن کنیم

یکی از عاشقونه ترین قسمت خونمون یه تراس کوچولوئه که از اونجا میتونم صحنه مورد علاقه ام رو ببینم . دیدن آسمون دیدن ماه دیدن ابرها . نمیدونید چه انرژی ای میگیرم از این همه زیبایی که خدا آفریده . نمیدونید چقدر لذت میبرم اون لحظات از داشتن خدایی با این سلیقه خاص و منحصر به فرد

نزدیک اذانه و زحمت چیدن سفره رو مهربونم میکشه . شمع ها رو روشن میکنه و من گل رو میزارم تو سفره ی خوشگلمون میشینیم زیر آسمون و صدای قشنگ اذان پر میشه تو همه ی وجودمون . با یه لب زیبا افطار میکنم و دعا میکنم …

h1-

هنوز هم چهارشنبه اس و بهترین ها در انتظارمه .

میخوام برم دراز بکشم جلوی تی وی و تنبلی های آخر هفته ام رو شروع کنم و سریال مورد علاقه ام رو ببینم 🙂

دوستتون دارم بهتر از برگ های گل یاس من

این هم سفره افطار ما دو تا مرغ عشق

 

 

مگر نمی‌گویند که هر آدمی
یک بار عاشق می‌شود ؟
پس چرا هر صبح که چشم‌هات را باز می‌کنی
دل می‌بازم باز ؟
چرا هربار که از کنارم می‌گذری
نفست می‌کشم باز ؟
چرا هربار که می‌خندی
در آغوشت در به در می‌شوم باز ؟
چرا هر بار که تنت را کشف می‌کنم
تکه‌های لباسم بال درمی‌آورند باز ؟
گل قشنگم
برای ستایش تو
بهشت جای حقیری ست
با همین دست‌های بی‌قرار
به خدا می‌رسانمت

  • •••
  • از ارسال پیام شما متشکریم . میتوانید از کد های اچ تی ام اس strong , code و a href استفاده کنید.

لینک مستقیم:

سال ۹۶

سلام دوستان گلم . سال نو مبارک .

اولین پست سال ۹۶ رو با یه عالمه عشق و انرژی مینویسم و تقدیم میکنم به تک تک شماها که تو این سالها تنهامون نزاشتید و همچنین به همسر مهربونم که تو این سالها یک لحظه هم تنهام نزاشت

سالروز آشنایی خودم و همسر گلم رو تبریک میگم . وارد سال پانزدهم شدیم .به لطف خدا پانزدهمین سال رو در حالی شروع کردیم که زیر سقف خونه ی خودمون بودیم 🙂 از این بهتر امکان نداشت …

همه ی این مهربونی ها رو فقط از مهربونی های خدا داریم که بهمون صبر و عشق داد تا این همه راه رو کنار هم طی کنیم تا به وصال شیرین برسیم که خستگی تمام این چند سال از تنمون به در شه

امسال رو کمی متفاوت شروع کردم و الان که دارم فکر میکنم خیلی راضی ام از این تفاوت .

امسال موقع سال تحویل مامان بابای همسرم کنارمون نشستن و سال رو با هم شروع کردیم و مطمینم این شروع خیلی خوب بوده و برامون بهترین ها رو امسال رقم میزنه .

امسال اولین سال بود که خودمون دوتایی هفت سین رو با عشق چیدیم . با عشق رفتیم خیابون گردی شب عید و یه عالمه خرید کردیم برای خونمون . ماهی های خوشگل گرفتیم گل گرفتیم و… وقتی رسیدیم خونه همدیگرو بغل کردیم و گفتیم چقدر خوب بود …

امسال اولین بار بود که میزبان خانواده همسر بودیم و درسته یه کم برای من سخت بود چون هیچ وقت مهمونداری اینطوری نک ین اجازه رو به ارده بودم ولی واقعا راضی بودم و خداروشکر که این اجازه رو به ما داد که تو خونه ی خودمون همه دور هم جمع بشیم .

شاید همون موقع به اینها فکر نکرده بودم ولی الان میبینم اینها همه یه روزی ارزوهام بوده و الان به ارزوهام رسیدم . پس باید خوشحال باشم

خوشحالم که خانواده ی همسرم اینقدر خوبن که من مثل خانواده خودم باهاشون راحتم و دوستشون دارم

خوشحالم که کنار مردی زندگی میکنم که عاشقانه میپرستمش و از چشماش میتونم عشق رو تا اعماق وجودم بریزم

خوشحالم از همه ی اتفاق های خوب زندگیم و حتی اتفاقات بد که همشون دست به دست هم دادند تا برسم به جایی که الان هستم

خوشحالم از همه چی

الان هم مشهد هستم و به یاد تک تکتون خواهم بود وقتی رفتم حرم .

عشق نازنینم زندگی بی معنیه بدون حضورت 🙂

.

.

.

عشق یعنی شب وقتی نیست و خوابت نمیبره میری از عطرش میزنی که اتاق بوی خوبش رو بگیره تا راحت خوابت ببره

عشق یعنی وقتی نیست قاب عکسش رو میزاری بالا سرت و میری جایی که میخوابه میخوابی تا خوبت ببره

عشق یعنی بری با لیوانش آب بخوری تا آروم شی

عشق یعنی لباس هاش رو در بیاری بغل کنی و ببوسی

عشق یعنی آشغال توهندزفریش رو نگاه کنی و بگی جوووووووووووووووووون و براش تمیز کنی ( این شوخی بود ولی من این کارو کردم) D:

عشق یعنی همه ی حس و حال خوب الان من  🙂

  • •••
  • از ارسال پیام شما متشکریم . میتوانید از کد های اچ تی ام اس strong , code و a href استفاده کنید.