خاطرات روزانه آقای هلو و خانم لیمو منو

لینک مستقیم:

دو سالگیمون مبارک

عشقمون  دو ساله شد

 

البته عشق ما قدیمی تر از این حرفهاست ولی خب … بهتره بگیم محرم شدنمون دو ساله شد .

دیروز دومین سالگرد عقدمون بود و ما وارد سه سالگیمون شدیم .به همین راحتی …

و البته به همین شیرینی

تو دو سالگیمون باید به خیلی چیزا فکر کنم . تو این دوسال لحظات نابی رو با هم گذروندیم و الان میتونم به جرات بگم در مقایسه با حسی که الان به هلوی خودم دارم قبلا این حس رو هرگز تجربه نکرده بودم ولی ادعای دوست داشتنش رو میکردم

الان هلوجونم لالا کرده منم رفتم آشپزخونه رو مرتب کردم .ازم همونی دیشب کلی به هم ریخته بود

رفتم جلوی در اتاق ایستادم و کلی نگاش کردم که با چه آرامشی خوابیده … رفتم براش چای دم کردم و اومدم چند خط بنویسم

برم براش چای بریزم بشینم بالای سرش تا بیدار شه . میخوام اولین چیزی که میبینه چشمای من باشه  تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

براتو زندگی پر از عشق از خدا میخوام

  • •••
  • از ارسال پیام شما متشکریم . میتوانید از کد های اچ تی ام اس strong , code و a href استفاده کنید.

لینک مستقیم:

قدر همو بدونین …

سلام .

امروز فقط اومدم چند خط بنویسم ، از حسی که یهویی بوجود اومد و بدجوری اذیتم کرد . بعدش نشستم و فکر کردم و دیدم بعضی ها واقعا حق دارن . حتما میپرسین در مورد چی ؟ الان میگم .

امروز قرار بود با یکی از همکارهای قدیمم بریم بیرون شهر کمپ . همسر جونی هم امروز چون کار شرکتشون زیاد بود ، امروز رفته بود شرکت . منم داشتم وسایلم رو جمع و جور میکردم . اتفاقی رفتم سروقت میر وسایل همسر دنبال شارژر . یهو وسایلش رو دیدم ، کلیپسش ، گوشواره هاش ، گیره مو و …

توی یه لحظه چنان دلم گرفت و واسش تنگ شد که حد نداشت . اگه اون لحظه پیشم بود با تمام وجودم بغلش میکردم . نشستم لبه تخت ، یک نفس عمیق کشیدم ، بعد سریع رفتم سراغ گوشیم ، واسش نوشتم : میدونی چقدر دوست دارم … ؟

خیلی خوشحال بودم که دارمش . هنوز میتونم باهاش حرف بزنم ، هنوز فرصت واسه حس کردن بهترین چیزها رو باهاش دارم .

احتمالا هنوز مسیج منو ندیده . ولی الان بهش میگم سایت رو نوشتم ، سریع میره سراغ گوشیش !

قدر همو بدونین ، به خدا این ثانیه ها هیچ وقت تکرار نمیشه . همدیگه رو دوس داشته باشین و عاشق هم باشین .

  • لبخند زیبا

    زندگیتون پراز حس های قشنگ وعاشقانه😘😘😘

  • خانم لیمو

    فدات لبخند زیبام 🙂

  • از ارسال پیام شما متشکریم . میتوانید از کد های اچ تی ام اس strong , code و a href استفاده کنید.

لینک مستقیم:

روزهای ما

سلام به همه ی دوستانم

سلام به عشق نازنیم

سفر ما به مشهد با یه اتفاق خوب تموم شد . روز پنجشنبه بلیط قطار به سمت تهران داشتیم که صبحش همسر جان رفتن  بلیطمون رو کنسل کردند !!!

s-

اقای هلو برام یه ماشبن خوشگل سفید برفی گرفته بود که با همون شنبه صبح به سمت تهران حرکت کردیم .

بله اولین سفرمون با ماشین خوشگل خودمون اتفاق افتاد . عصر رسیدیم تهران و با یه جعبه شیرینی مستقیم رفتیم خونه مامان

شب بعد از شام  برگشتیم خونمون و زودی خوابیدیم تا فردا سرحال بعد از ده روز تعطیلات برگردیم سر کارمون .

s-

هفته پیش یه جای خوشگل رفتیم که خیلی بهمون چسبید. کلی خوراکی خوشمزه جمع کردیم و رفتیم بام تهران . البته خیلی شلوغ بود و رفتیم سمت کهف الشهدا یه جای دنج روبروی شهر خوبمون تهران پیدا کردیم و نشستیم . تا ساعت ده شب اونجا بودیم و بعد از انداختن کلی عکسای خوشگل برگشتیم خونه ی عاشقونمون 🙂

s-

پنجشنبه و جمعه هفته ای که گذشت دو نفره رفتیم دماوند .روستای خسروان باغ یکی از آشناها .

هوا عالی بود .روستا مثل کارت پستال زیبا بود . بارون شدیدی بارید و از سرما من و هلو رفتیم نشستیم تو ماشین و بخاری روشن کردیم 🙂 کلی چسبید بهمون

ظهر جمعه هم با کلی انرژی برگشتیم خونه مامان و بعد از خوردن ناهار و یه خواب با حال برگشتیم خونمون و آخر شب با هلو زدیم بیرون رفتیم بهار ترافیک معجون با فالوده خوردیم جای همگی خالی

s-

امروز هم شنبه هست و من نرفتم سرکار . موندم خونه استراحت کردم تمیزکاری کردم کتاب خوندم کار کردم و الان هم میخوام با بهترین رفیق زندگیم یه فیلم باحال ببینم

عاشقتوننم شدید:)

  • shafaqi

    اگر قول بدید همینطور به روزانه نویسیتون ادامه بدید،،،
    من هم قول میدم بشم از پایه های ثابت و خواننده پیجتون لیمو و هلوی عزیز! ^_^

  • خانم لیمو

    سلام ممنونم از حضورتون چشم سعی میکنیم

  • از ارسال پیام شما متشکریم . میتوانید از کد های اچ تی ام اس strong , code و a href استفاده کنید.

لینک مستقیم:

رسیدن به یه آرزوی دیگه

وقتی میگیم آرزو همیشه اولین چیزهایی که تو ذهن میاد خونه ماشین ازدواج خوب و این جور چیزهاست .

ولی به نظر من آرزو میتونه خیلی خیلی کوچیک تر و دست یافتنی تر بشه چون اون موقع قند میشه و میشینه به دلت و از رسیدن بهش ذوق میکنی .

گاهی باید آرزوهات رو دست یافتنی تر کنی البته این رو هم ایمان دارم که اگر مهربان خدا نخواد ، حتی کوچکترین آرزو ها هم نشدنیه

در کنار آرزوهایی که در کنار همسرم داشتم این روزها به یکیش رسیدم

همیشه تو چندین سال دوران دوستیمون تو ذهنم مجسم میکردم که دو نفری رو به روی دریا نشستیم دست عشقم دور کمرم و من تکیه دادم به شونه هاش و محو شدیم تو بیکران دریا

تو این یک سال ازدواجمون قسمت نشد بریم دریا و من همیشه این صحنه تو دهنم مونده بود

تا اینکه دیروز منو عشقم لب دریا کنار هم نشستیم و اونجا بود که من این آرزوم رو به رفیق زندگیم گفتم 🙂

لذت رسیدن به آرزوها خیلی شیرینه و خدای مهربون تو این دو سال منو به بیشترین آرزوهام رسوند

بعضی وقتا میششینم و غرق میشم تو این همه مهربونیه خدا …

فقط اون لحظه احساس شرم دارم که نمیتونم اون طور که لایق این همه خوبی هست قدردانش باشم

الان که دارم این متن رو مینویسم و بهش فکر میکنم چشمام پر اشکه …

یک لحظه به این فکر میکنم که اگر خدا نمیخواست چی میشد و سریع از این فکر فرار میکنم چون توان بیشتر فکر کردنش رو ندارم  …

میخوام غرق بشم تو این لطف بیکران خدا …

تو حرم امام خوبی ها امام رضای عزیزززززززم برای همتون دعا کردم دوستای گلم 🙂

الان هم شام داریم با خانواده خوب همسر جونی میریم بیرون

دوست داشتم کوتاه این روزها رو ثبت کنم . عاشقتونم

 

h1-

همسر مهربون :

آرزوهای من در برابر آرزوی رسیدن به تو هیچ شد ولی همین ها هم با ارزشن 🙂 عاشقتم مهربونم

  • لبخند زیبا

    چقدر خوبه که با کوچیکترین چیزها هم انقد شاد و خوشحال میشی ،و مطمئنا همینا پیش زمینه ای است واسه رسیدن به بهترین و بزذگترین آرزوهای زندگیت در کنار همسر مهربون و وفادارت…

  • خانم لیمو

    مرسی عزیزم . باید یاد بگیریم با چیزهای کوچیک شاد شیم تا همیشه بتونیم خودمون رو شاد نگه داریم 🙂

  • از ارسال پیام شما متشکریم . میتوانید از کد های اچ تی ام اس strong , code و a href استفاده کنید.

لینک مستقیم:

و دوباره مشهد!

 

سلام. ما باز اومدیم مشهد! گفتیم واسه تعطیلات چه کنیم، چند تا گزینه روی میز گذاشتیم. نوشتیم گزینه اول: مشهد، گزینه دوم: مشهد، گزینه سوم: مشهد، گزینه چهارم: مشهد!

خلاصه فکر نمیکنم جایی واسه چند روز تعطیلی بهتر از مشهد توی این گرما بشه پیدا کرد! البته هستا، نه که نباشه! ولی ما فعلا ترجیح میدیم بیایم مشهد!

البته این سری یه فرق کوچولو با سری های فبل داره. اینکه توی این سفر مامان، خواهر و شوهر خواهر همسر جونی هم همراه ما هستن. واسه همین سفرمون خیلی باحال و خاطره انگیز تر شده!

مثلا ما اومدیم از هفته قبل بلیط واسه خودمون گرفتیم، اونم قطار زندگی (خیر سرشون! پیشنهاد میکنم هیچوقت گول اسمش رو نخورین و از قطارهای بهتر مثل فدک، سبز و سیمرغ استفاده کنین). ولی یهو با برنامه ریزی های پیچیده و فراوان قرار شد مامان و خواهر و شوهر خواهر همسری هم باهامون بیان. حالا استرس تموم نشدن بلیط قطار به کنار! ولی خدا رو شکر بلیط ها رو گرفتیم و دیشب حرکت کردیم.

البته شب قبل از حرکت مادر همسری کمی حالشون بد شده بود که سریع رفتن دکتر و بیمارستان و با یه سری آزمایشات، متوجه شدیم خدا رو شکر مشکلی نیست.

حالا اومدیم سوار شدیم. هر کی یه جاس! ما جلوی قطار، مادر همسری ته قطار، خواهر همسری وسط و خلاصه یه وضی! با یه عالمه خواهش، تونستیم جاهای همدیگه رو جوری بچینیم که هر ۵ نفرمون توی یه کوپه باشیم. البته بیشتر به خاطر خوش گذرونی، وگرنه اون کوپه های کوچولو اصلا راحت نبودن. سر همین موضوع کلی سر رئیس قطار و مهماندارهاش غر زدیم! این اولین سفر نهال کوچولو هم بود که شدیدا هیجانیش کرده بود! خلاصه تا صبح که برسیم خیلی خوش گذشت. از سرویس های چایی مهماندار گرفته تا شام دو نفری من و باجناق و روی تخت های کوچولو، ۲ نفری خوابیدن منو همسری!

صبح پدر اومدن دنبال ما و مامان و خواهر و شوهر خواهری همسر جان هم رفتن هتل. الان همسری جلوی کولر خوابیده و احتمالا بعد از افطار یه سر میریم هتل. فردا هم افطاری همگی خونه ما دعوتن.

به نظرم سفر خیلی خوبیه. هم یه استراحت ویژه واسه همسری هست بعد از امتحانات، هم واسه خودم یه استراحت هست بعد از یه عالمه کار.

حالا اینجا هم یه سری برنامه ها داریم که اونها رو هم کم کم میام و مینویسم!

  • از ارسال پیام شما متشکریم . میتوانید از کد های اچ تی ام اس strong , code و a href استفاده کنید.
Daisypath Anniversary tickers Daisypath Friendship tickers