خاطرات روزانه آقای هلو و خانم لیمو منو

لینک مستقیم:

روزهای شلوغ و شیرین

سلااااااااااااااااام

دلم برای اینجا تنگ شده بود

این روزها اینقدر بدو بددو داریم که وقت هیچ کار متفرقه ای رو نداریم

خونه ی عاشقونمون رو چیدیم. بی نهایت زیبا و با آرامشه

همش دلم میخواد برم اونجا و تند تند بهونه پیدا میکنم تا برم

حس قشنگیه که برای خودت و عشق قدیمیت یه آشیونه ساخته باشی پر از عشق و محبت

شاید پست بعدی رو زیر سقف خونمون نوشتیم  🙂

فقط اومدم بگم این جمعه جشنمونه و شبش میریم خونموووووووووووون یوهوووووووووووووووووووووو

ضمنا ممنونم از ذوق و شوق دوستای گلم که بعضیاشون بیشتر از من ذوق دارن 🙂 دوستتون دارم زیاااااااااااااااااد

زودی میام و مفصل مینویسم قووووووووووووول

  • •••
  • از ارسال پیام شما متشکریم . میتوانید از کد های اچ تی ام اس strong , code و a href استفاده کنید.

لینک مستقیم:

خونه ی ارزوها

سلااااااااااااام دوستای گلم

 

شب ارزوها نشستم زیر اسمون و از خدا خواستم خونه ای که لایق منو عشقم باشه رو نصیبمون کنه

حالا میبینم خدا چقدر مهربونی کرده و خونه ای که اصلا باورمون نمیشد رو بهمون داده

یه خونه ی دلباز قشنگ پر نور با یه تراس خوشگل و با صفا

این چند روز درگیر تمیز کاری های خونه ی خوشگلمون بودیم . چهارشنبه و ۵ شنبه کلی خونمونو تمیز کردیم

دیروز هم خونه ی رویایی مون رو چیدیم

بی نهایت قشنگ شد … بی نهایت

البته هنوز خیلی کار داره که انشالله تو این هفته تموم میشه و ما رسما از هفته ی بعدش زندگی عاشقونمون رو شروع میکنیم

وقتی میبینم همسر مهربون این همه داره زحمت میکشه واسه اینکه یه خونه تمیزو خوب داشته باشیم لذت میبرم 🙂

.

.

.

میام مفصل این روزها رو مینویسم .

  • •••
  • از ارسال پیام شما متشکریم . میتوانید از کد های اچ تی ام اس strong , code و a href استفاده کنید.

لینک مستقیم:

ارزوها

 

سالها پیش من عاشق شدم …

سالها پیش بهش رسیدم و هزاران تا ارزو تو دلمون پیدا شد …

ارزو کردیم کنار هم اروم باشیم شاد باشیم

ارزو کردیم بتونیم تند تند همدیگرو ببینیم

ارزو کردیم روزای تولد هم پیش هم باشیم

ارزو کردیم یه روزایی کنار هم تنها باشیم

ارزو کردیم یه شب تا صبح پیش هم باشیم

ارزو کردیم به هم برسیم …

ارزویی که اینقدر رسیدن بهش طولانی شد که دیگه نا امید شدیم

ولی تو اوج نا امیدی به ارزومون رسیدیم

ارزو کردیم زودتر دوران نامزدی تموم شه عقد شیم

ارزو کردیم زودتر عقدمون تموم شه ازدواج کنیم …

الان داریم به این ارزو میرسیم …

کمتر از یک ماه دیگه به رسیدن این ارزو زمان هست …

ولی هنوزم هزاران تا ارزو تو دلامونه

ارزو داریم اولین شب ارامش رو تو خونه ی زیبا و عاشقونه ی دونفره مون بگذرونیم

ارزو داریم صدای خنده ها مون صدای شیطنت هامون تو اون خونه بپیچه

ارزو داریم دوتایی با هم اشپزی کنیم

ارزو داریم تمام حس های خوب رو که سالیان سال ارزوش رو داشتیم تو خونمون داشته باشیم

ارزو داریم با هم پله های موفقیت رو چند تا چند تا با کمک هم بالا بریم

ارزو داریم به بزرگترین ارزومون برسیم …

ارزو داریم یه روزی صدای گریه های یه نی نی خوشگل تو خونمون بپیچه و عشق ما وسعت پیدا کنه و ماندگار بشه

.

.

 

اما هنوز هم …

هنوز هم اسمانی هست که با تو زیر آن نخوابیده ام …

هنوز هم صبحانه ای هست که با تو نخورده ام

هنوز هم کویری هست دریایی هست درختی هست که با تو انها را نگاه نکرده ام

هنوز هم شهرهایی هست که با تو به ان سفر نکرده ام

این ارزوهای ما بی پایان است …

ارزو میکنم کنار تمامی لذت های من تو باشی …

ارزو میکنم تمامی لذت های دنیا نصیبمان شود…

ارزو میکنم تمامی مهربانی خدا قسمتمان شود…

.

.

.

روزهای خوب پر استرس و کمی سخت رو میگذرونیم . البته از اونجایی که منو همسرم خدای ارامش و بی خیالی هستیم کنار تمام مشغله هامون به تفریحمون بیشتر میرسیم !!!

این رو هم بگم کنار همه ی کارهامون پلیس بازیمون هم داریم میکنیم ! چند روز پیش یه موتوری بدجنس لپ تاپ خوشگل منو که ۶ سال پیش هلوجان بهم هدیه تولد داده بود دزدید… دلمون گرفت ولی فراموشش کردیم ….

به قول یک دوست ، خدا خود هلو رو بهت یادگار داده … 🙂 خداروشکر که همسرم رو دارم بقیه چیزا حاشیه اس 🙂

این روزا تند تند خریدهامونو داریم میکنیم تا اگه خدا بخواد تو نیمه شعبان و قبل از ماه رمضون بریم خونمون .

یه پست ویژه باید واسه توصیف خونمون بزارم . خیلییییییییییی دوسش دارم و حس خوبی بهش دارم

خب فعلا برم زودی برمیگردم 🙂

 

 

  • •••
  • از ارسال پیام شما متشکریم . میتوانید از کد های اچ تی ام اس strong , code و a href استفاده کنید.

لینک مستقیم:

با کلی داستان اومدم !

سلام ، روزهای سرد ، گرم ، بارونی ، برفی ، سیل آسا و کلا عجیب و غریب همه بخیر !

امیدوارم همگی خوب باشین و خوش بگذرونین . من کلا سالی یک دو بار میام ، ولی سعی میکنم زیاد بنویسم ! مستقیم میرم سراغ خاطرات .

همونطوری که میدونین یه مدتی بود که شدیدا دنبال خونه بودیم . هر روز بعد از شرکت کلی با خانوم لیمو توی مناطق مختلف این شهر بزرگ دنبال یه سقف عاشقونه میگشتیم . واقعا پیدا کردن خونه مناسب سخته . تا قبل از این واسه خودم تنها هر جایی که پیدا میشد رو میگرفتم ، فقط بتونم شب برم اونجا بخوابم . ولی الان اوضاع کاملا فرق میکنه . n تا پارامتر به شرایط اضافه شده !

از طرفی توی سال جدید کارهای شرکت منو خیلی اذیت میکرد . ینی حجم کارها اونقدر زیاد شده بود که وضعیت روانی منو هم تحت تاثیر قرار داده بود . ( این یکی از محاسن داشتن مدیر بی شعوره ! )

از اون طرف دیگه هم کار اون شرکت جدید که به صورت ریموتی انجام میدادم گاهی وقتها هوار میشد روی سرم . خیلی از شبها زودتر از ساعت ۳ نمیخوابیدم . صبحش هم ساعت ۵:۳۰ بیدار میشدم و میرفتم شرکت و روز از نو و روزی از نو …

حالا خستگی کار و مشکلات روانی رو بذارین کنار هم تا لذت گشتن دنبال خونه مشترک رو تبدیل کنین به کوفت !

خانوم لیمو رو چند باری اذیت کردم . کاملا متوجه اشتباه خودم شده بودم . ولی عزیز دل اونقدر با متانت و خوبی منو آروم کرد که فقط شرمندگیش واسه من موند .

از حق نگذریم شانس خیلی باهامون یار بود . درسته خیلی علاف شدیم ، خیلی جاها رو گشتیم ، ولی صبرمون نتیجه داد و یکی از بهترین مورد ها رو پیدا کردیم . و بدین سان ما خونه دار شدیم ! البته مستاجری !!!

دو شب پیش قولنامه اش رو نوشتیم و انشالله تا یه مدت دیگه اونجا رو آماده میکنیم و با بانو میریم زیر یک سقف .

چون بانو آخر هفته نیستن ، مجبور شدیم مراسم روز پدر رو زودتر برگزار کنیم . پس ۲ شنبه رفتیم خونه خانومی و کادوی بابا رو دادیم . یه گوشی موبایل جدید برای بابا خریدیم . چه داستانی داشتیم واسه خرید اون ! بهتره هیچی نگم !!! بانو هم واسه من یه لباس خیییییییلی خوشگل با سلیقه نازش خریده بود . دست گلش بی نهایت درد نکنه . خیلی دوسش دارم .

همون شب به خاطر چند تا مشکل خیلی عصبی بودم . اصلا تمرکز نداشتم و چند تا کار پیچیده از شرکت دومی رو سرم ریخته بودن که منو داغون کرده بود . فکر کنم همه فهمیده بودن اونشب چقدر حالم بد بود ! ولی به خوبی و خوشی گذشت .

دیشب هم یهویی حضرت بانو مسیج داد که بیا اینجا شب بریم رستوران ! منم لنگرم آماده گیر کردنه ! سریع رفتم و شب با خانواده مهربان همسر رفتیم رستوران . حالا درسته شلوغ بود و یکمی اذیت شدیم و غذای مورد علاقه رو تموم کرده بودن ، ولی ما لذتش رو بردیم !

امروز هم بانو مثل سال های قبل میرن اعتکاف . تا شنبه احتمالا همدیگه رو نبینیم . خیلی سخته . یادمه خانومی میگفت پارسال تو رو از اعتکاف گرفتم . منم تو دلم گفتم چرا همون سال اول نخواستی ناقلا !!!

امسال با یه دعای ویژه فرستادمش . امیدوارم هرچی صلاح باشه پیش بیاد .

  • •••
  • از ارسال پیام شما متشکریم . میتوانید از کد های اچ تی ام اس strong , code و a href استفاده کنید.

لینک مستقیم:

خونه ی عاشقونه

 

با هم میریم دنبال خونه واین بهترین اتفاق این روزاست

رفتن دنبال خونه ای که قراره ۱۴ سال دوری رو توش جبران کنیم … ثانیه به ثانیه

رفتن دنبال خونه ای که قراره دیواراش سقفش همه جاش تحمل یه عشق طولانی رو داشته باشه …

خونه ایی که قراره نقش اول زندگیمون شیم  …

خونه ای که وقتی خورشید طلوع میکنه اون کنارم باشه و با نور چشمای مهربونش روزم رو شروع کنم

خونه ای که تمام خستگی های روزمون رو توش بریزیم و ازش عشق بگیریم

 

پیدا کردن این خونه سخته ولی من و همسرم کفشهای آهنی پامون میکنیم و میریم دنبالش

مطمینم خدا از سالها قبل خونه ی ما رو مشخص کرده و الان میخواد لذت گشتنش رو بهمون هدیه بده . ما هم این هدیه رو با جون و دلمون قبول میکنیم

میریم می گردیم پیداش می کنیم و سلیقه ی خدای مهربونمون رو می ببینیم 🙂

 

مرد مهربونم :

این روزها تو رو رنگی تر از سالهای پیش میخوام 🙂 پر رنگ شاد و مهربون تر از همیشه باش برام .

میخوام تک تک اون سالها که نداشتمت به امسال حسودی کنن

میخوام امسال بهترین سال دنیا شه. بهترین سال ممکن . میخوام ثانیه ثانیه اش رو عاشقی کنیم 🙂

 

  • •••
  • از ارسال پیام شما متشکریم . میتوانید از کد های اچ تی ام اس strong , code و a href استفاده کنید.
Daisypath Anniversary tickers Daisypath Friendship tickers